|
مختصر جغرافياي كاشان
(همراه با معرّفي بزرگان، آداب
و رسوم و ... اين شهر)
تأليف
عبد الحسين ملك المورّخين
كاشاني
به سال 1338 هـ ق
به تصحيح و توضيح
افشين عاطفي
به نام خدا
شرح حال ملك المورّخين
نام:ميرزا عبد الحسين خان لسان
السّلطنه معروف به ملك المورّخين
پدر:ميرزا هدايت الله فرزند
ميرزا محمّد تقي لسان الملك سپهر
تولّد:تولّد وي را سالهاي
1288، 1289 و 1290 هـ ق ذكر كرده اند كه با توجّه
به سال تأليف تاريخ كاشان (1287 تا 1288 هـ ق )
صحيح نيست زيرا نام ميرزا عبد الحسين خان در اين
كتاب آمده است.[1]
فعّاليّتها: «ملك المورّخين از
آزادي خواهان معروف و وطن پرستان حقيقي بود.» كه
«از لحاظ روزنامه نگاري مقام بلندي را در تاريخ
جرايد حايز و در ابتداي مشروطيّت چند روزنامه به
نامهاي (وطن- شاهنشاهي
[2]-
آئينة عيب نما
[3] -
آزاد – صفحة روزگار) منتشر نموده و از اين جهت يكي
از بزرگترين بانيان جرايد ايران است.»
«وي مردي اديب و شاعر و گذشته
از زبان عربي به چند زبان خارجي آشنا بوده و گاهي
اشعاري نغز و پر معني مي سروده و در شعر اديب
تخلّص مي كرده است.»
«ملك المورّخين از جوزاي
[4]
1297 رسماً وارد خدمت وزارت فرهنگ گرديد و مدّتي
هم رياست معارف و اوقات كاشان را عهده دار بود.»
[5]
آثار :
1- تاريخ انبيا
[6]
2- «تاريخ يوميّة ايران» 36
جلد [7]
يا «وقايع يوميّه» 37 جلد
[8]
3- سيرت جمال الدّين، مصلح
دنيا و دين- چاپ كاشان 1325 هـ ق
[9]
4- تصحيح و مقدمة «حماسة
فتحنامة نايبي» اثر طبع منتخب السّادات يغمايي
5- مختصر جغرافياي كاشان
6- تاريخ بختياري[10]
7- كتاب المعاريف[11]
و ...
همسر: حميدة سپهري از خاندان
ضرّابي كاشان، كه وي شاعر بوده و شرح حال و نمونة
اشعارش در كتاب زنان سخنور تأليف علي اكبر مشير
سليمي آمده است.
وفات: شنبه 28 ربيع الاوّل
1352 هـ ق برابر با 31 تير 1312 هـ ش
مقدّمه را با قطعه شعري از
ميرزا محمّدتقي لسان الملك سپهر در مرثية حضرت
امام حسين (ع)، به پايان مي رسانيم:
شاه شــــهيد پهنة كـــرب و
بــلا حسين اي جــــان فـداي تو و
رنج و تاب تو
در خاك و خون كشيد چو ماه رخت
كلف خلقي بسوخت دل همه بر
آفتاب تو
تأخـــير روزگار به مــــافات
قطع كـــرد دست اميــــدواري مـا
از جناب تو
اي كاش تا وجود سبك تر عـــنان
گذشت تا كشته گشتمي مگر اندر ركاب
تو
زان پس كه دل بسوخت تو را تاب
تشنگي بـاري گداخت جان جهاني
كباب تو
بعد از درنگ چـــــرخ ولايـــت
به روزگار اي آسمان هـزار دريغ از
شتاب تو
كاشان- افشين عاطفي
اوّل ارديبهشت 1378
چهارم محرّم 1420 هـ ق
بسم الله الرّحن الرّحيم
چون امروزه معارف ايران به
واسطة اقدامات حضرت اشرف آقاي وثوقالدّوله
رئيسالوزراء و جناب مستطاب نصيرالدّوله وزير
معارف و اوقات از حضيض و بال به اوج كمال رسيده و
دانشمندان را قدر گذارند و هنرمندان را بر صدر
نشانند و بازار هنر را رواج و كالاي دانش در
ابتهاج است، چيزي نگذرد كه به واسطة اقدام اين دو
وزير هنرپرور معارف ايران سر بر آسمان رسانيده،
جهول در كنج خُمول و خذلان نشينند و هنرور سيم و
زر به رايگان برد. چنين كنند بزرگان چو كرد بايد
كار.
اين بنده عبد الحسين
لسانالسّلطنه ملك المورّخين كاشاني كه خوشه چين
آن خرمن و گلچين آن چمن هستم، در مدّت مأموريت خود
به كاشان براي اينكه خدمتي به هموطنان خود نموده
باشم، به نوشتن تاريخ كاشان مشغول شده و براي
نوباوگان دبستان «مختصر جغرافياي كاشان»
[12]
را در بيست و هفتم شهر جمادي الاوّل سنة 1338 شروع
نمودم تا اطفال از دانستن جغرافياي وطن خود آگاه
باشند.
كاشان يكي از بلاد قديمة ايران
است، شرافت اين شهر همين بس كه به دارالمؤمنين
خوانده مي شود. بعد از آنكه به تصرّف اعراب آمد،
اهالي پيرو مذهب شيعي شدند و در اعتقادات آنها
خللي پيدا نكرد. قبر ابولؤلؤ كه بابا شجاع الدّين
گويند، در كاشان است. قادر فيني[13]
كه يكي از شعراي اهل بلد بوده گفته:
كاشان و دين و چشمة فين و شجاع
دين منعش مكن كه مطمح[14]
شاه ولايت است
به هر جهت در روز وفات عمر
سابقاً عيد بزرگ مي گرفتند.
سبب تسمية كاشان
در تسمية كاشان سخنها
رفته. گويند خواهر مالك اشتر صحابي، شالودة بناي
اين شهر را با كاه نمود. «كاه فشان» كاشان شد. اين
سخن سخيف است، زيرا كه در اغلبي از كتب متقدّمين
اسم كاشان مذكور ميباشد و اين شهر از ابنية قديمه
است. گويا سابقاً موسوم به «چهل حصاران» بوده و
آثارش موجود است. عربها كاشان را قاشان
[15]
ناميده اند.
حدود كاشان
از طرف جنوب به خاك
اصفهان و از طرف شمال [به] قم و از طرف مشرق به
سياه كوه و از طرف مغرب به جبال نياسر و اردهال
پيوندد.
آب و هواي كاشان
آب و هواي كاشان گرم و
خشك است. به جهت مجاورت با درياي نمك و ريگ،
بادهاي سخت و بد مي ورزد و سختي زمستانش دو ماه
بيشتر طول ندارد و برف كمتر مي بارد و گوشت در
تابستان خيلي زود فاسد ميشود.
وضعيت كاشان
اهالي شهر به واسطه
اينكه آب از خانههاي آنها بگذرد خانهها را گود
كردهاند، و چون تابستان كاشان گرم است، زير زمين
و سردابهاي عميق كندهاند، قرصي است و در بعضي از
خانه ها براي آب چاهها دارند، چهل ذرع طناب خور
دارد.
خاك كاشان خيلي سفت و
قرص و محكم است. ميتوان گفت از خشت پختة بعضي
ولايت ديگر محكمتر است. چنانكه ابنية قريب به هزار
سال ديده ميشود كه عيب نكرده است.
دور باروي شهر كاشان
تقريباً دور باروي شهر
كاشان يك فرسخ ميشود. محلّة پشت مشهد كه بيروني
است، عليحده از يك فرسخ دورة كاشان ميباشد.
سابقاً تمام دور شهر[16]
خندق بوده و اهالي خندق را پر كرده، باغ و خانه ها
ساخته، زراعت مينمايند. برجهاي سابق اغلب باقي
است، هفت ذرع طول دارد.
زبان كاشان
كاشانيان مانند ساير بلاد
ايران زبان فارسي معموله را حرف ميزنند. امّا
لهجة مخصوص دارند و در بعضي دهاتش لغات پهلوي را
بيشتر استعمال مينمايند.
جمعيّت كاشان
جمعيّت شهر كاشان سابق
هفتاد هزار نفر بود. به واسطة تعدّي اشرار كه بعضي
جلاي وطن نمودند و از قحطي امراض مختلفة سه سال
قبل، امروزه سي هزار نفر و كسري جمعيّت بيشتر
ندارد.
غلّة كاشان
غلّة كاشان گندم و جو و
جو ترشه ميباشد. بيشتر در گرمسير گندم، در سردسير
جو به دست ميآيد. چون گندم كاشان كم است، خوراك
اهالي بيشتر از آرد جو ميباشد. نان جو كاشان خيلي
خوش خور است. بعضي سنوات هم غلّه خود كاشان كفاف
نميدهد، از عراق گندم وارد مينمايند. خوراك
اهالي به چهار هزار و چهار صد من تبريز روزي
ميشود. در موقع احتياج ذرّت و ارزن را نان
ميسازند.
آب مشروب كاشان
اهالي در خانهها آب
انبار ندارند. آب انبارهاي بزرگ در محلّات
ساختهاند. زمستان آنها را پر كرده، در تابستان
استعمال مينمايند.
بهترين محصول كاشان
خربوزه و انار و
هندوانههاي خوب و جوزاغند و گلاب و عطر و گل سرخ
قمصر و غيره، و منسوجات ابريشمي كاشان مشهور تمام
عالم است.
موقع كاشتن غلّه كاشان
در كاشان براي زراعت دو فصل
دارند: يكي صيفي و ديگري شتوي. سه فصل ميكارند:
جو بهاره كه جو درشه كه اصطلاحاً ترشه مينامند.
جو تابستاني، جو ترشه را قبل از پاييز ميكارند.
حاصل گندم از يك تا ده و
تا چهل پنجاه ميشود.(؟) چهل روز از حمل[17]
گذشته جو به دست ميآيد.
محصول زميني
گندم، جو ترشه، ارزن،
ذرّت، خيار، خيارچنبر، گرمك، طالبي، خربوزه،
هندوانه، دستنبو، بادنجان[18]
، گوجه فرنگي، كدو، سيب زميني ترشي، فلفل فرنگي،
اسفناج، چغندر، شلغم، كلم، پياز، جعفري، تره- كه
او را «كال» گويند- طرخان[19]
، شويد، نعناع، ريحان، تربچه، گشنيز، باقلي،
بابونه، كاكوتي، زرّين گياه- كه او را كنگر ماست
مينامند- پونه، زول، شويد كوهي، كنگر، ريواس،
باميه، شبدر، شنگ، كرفس، كاسني، شاتره، قازياقي،
خشخاش، پستة زميني.
محصول سردرختي
انگور، انار، انجير، زردآلو،
هلو، ترقش، شليل، شفتالو، سيب، آلو، توت سياه، توت
سفيد، آلوچه، گيلاس، آلوبالو، گردو، بادام تلخ،
بادام شيرين، فندق، پسته، به، سنجد، سماق، زرشك،
تمشك، زالزالك، عنّاب.
گلهاي معموله كاشان
گل سرخ، گل مخملي، گل پيوندي،
گل زرد، گل دو آتشه، گل سفيد، گل ياس، گل مشكيجه،
شبو، خرزهره، صدپر، لاله عبّاسي، گل ميمون، گل
ابريشم، گل عطر، لاله خروس، ميخك، طاوسي، ناز،
شمعداني، گل اطلسي، شقايق، هميشه بهار. جديداً از
گلهاي اروپا هم در بعضي خانهها و باغات بار
آوردهاند.
اسامي امامزادههاي كاشان[20]
در كاشان مراقد و بقاع
متبرّكه امام زاده و اولياء و اوتاد بسيار است.
اسامي امام زادهها [ي] معروف از قرار ذيل:
پنجه شاه، قدمگاه علي، شاه
يلان، امام زادة درب زنجير، شاهزاده سليمان،
شاهزاده جعفر، طاهر [و] منصور، قاضي اسدالله[21]،
سلطان امير احمد، امام زاده امير نشانه، زيارت
سرخيجان، زيارت گلجانه[22]،
در پشت مشهد كاشان: حضرت حبيب بن موسي، زيارت درب
حوض. بابا شجاع [الدين] بين راه فين، آخوند فيض،
زيارت هفت تن، زيارت چهل تن، مقبرة خلد آشيان
محتشم.[23]
اينها غير از امام زادههاي دهات است.
اسامي قنوات كه وارد شهر
ميشود
قنات محمود آباد
وقفي، قنات عبدالرّزّاق خان وقفي، قنات مهذّب آباد
وقفي، قنات صاحبي وقفي و غير وقفي، قنات مير باقر
وقفي، قنات دولت آباد وقفي، هشت طاق آب فين وقفي،
در وقت لزوم از آب قمصر و قهرود هم خريداري كرده
به شهرميآورند.
اسامي اوزان كاشان
يك خروار كاشان چهل من
تبريز، من شاه دو من تبريز است. صددرم بيست سير،
پنجاه درم ده سير، دوازده درم دو سير و نيم، شش
درم يك سير و چهار مثقال، سه درم ده مثقال.
اسامي دروازههاي شهر كاشان
دروازة دولت، دروازة عطا،
دروازة اصفهان، دروازة حاج جمال، دروازة فين،
دروازة مهريق آباد، دروازة لتحر، دروازة ملك آباد،
دروازة [...] چند سال است راه گذر شده مشهور به
دروازة حاج ميرزا ابراهيم خاني.
دروازههاي پشت مشهد خارج از
شهر
دروازة ده، دروازة غدير،
دروازة يحيي آباد.
اسامي محلّات كاشان
محلّة پنجه شاه، محلّة ميدان
كهنه، محلّة دروازه فين، محلّة سلطان امير احمد،
محلّة تركآباد، محلّة طاهر منصور، محلّة دروازه
اصفهان، محلّة درب يلان كه او را درب وَلاّن
گويند. محلّة يهوديها، محلّة سرپُلّه، محلّة سر
سنگ، محلّة سه سوك، محلّة پاي قپان، محلّة درب
زنجير، محلّة فخرآور، محلّة چاله پرسك، محلّة
ميدان ولي سلطان، محلّة قبرستان درب باغ، محلّة
كلهر، محلّة پشت عمارت، محلّة پاي منار، محلّة
كوچه باغ، محلّة ملاّ قطب، كوچة نُهچَم، محلّة
سرخيجان، چاله عدسي.
وضع زندگاني اهل شهر
سابقاً تمام اقسام نعمتها در
كاشان فراوان و ارزان بود. سنوات اخيره به واسطة
تعدّيات اشرار، نصف خلق از ميان رفتند و كم آبي
...[24]
شد.
اغلبي از اهالي تمام سال
را آردگندم و جو در خانهها دارند. با اينكه ملاّك
هم نيستند نان خانه ميخورند. مابقي از درب دكان
خبّازي خريداري نان مينمايند.
فراست اهالي كاشان[25]
اهالي كاشان به كثرت هوش
و فراست و حافظه معروف ميباشند. در هر علم و فن
كه زحمت بكشند اوّل شخص ميشوند. همه نوع فضلا و
شعرا و ادبا و حكما و فقها از كاشان برخاسته.[26]
هر شاگرد كاشاني كه براي تحصيل به اروپا رفته،
سرآمد ساير شاگردان شده اند كه معروف ميشوند.
آواز
اهالي كاشان به واسطة
گرمي و خشكي هوا [در] صوت خصوصاً اغلبي با حسن هم
ميباشند.[27]
هميشه اطفال خوش آواز در كاشان بسيار هستند.
ماليات كاشان
ماليات كاشان از مستقيم
و غيرمستقيم و دخانيات و «باندرل» و تلگرافخانه،
نقدي و جنسي در سال بالغ [به] صدهزار تومان
ميشود.
مدارس جديد كاشان
مدرسة دولتي مجّاني چهار
كلاسه، مدرسة محمّديه و مدرسة وحدت بشر، مدرسة
فتوّت، مدرسة كليميها، دو باب مكتب هم دارد.
مدارس قديمة كاشان
مدارس قديمة طلاّب نشين
كه سابقاً طلاّب در آن مدارس بوده، تحصيل علوم
مينمودند و حال متولّيان وقف عايدي وقف را خود
ميل ميفرمايند و يك نفر محصّل در مدرسه نيست. از
قرار ذيل است:
مدرسة آقا بزرگ, مدرسة شاه
[يا] سلطاني, مدرسة درب وَلاّن, مدرسة محمّد صالح
بيگ، مدرسة «ميانهچال» كه در چهار سوي بازار
كاشان است. مدرسة حاج محمّدحسين مشهور به تبريزيها[28]،
مدرسة سرخيجان.
اسامي مساجد كاشان
مسجد شاه، مسجد آقا
بزرگ، مسجد درب وَلّان، مسجد درب وَرده، مسجد گذر
صَدره، مسجد دروازه اصفهان دو باب، مسجد سرخيجان،
مسجد درب شومال خانه، مسجد جمعه، مسجد بالا بازار،
مسجد ميدان، مسجد گذرنو، مسجد بازار مسگرها، مسجد
كوچة زاويه، مسجد حاج ملّا محمّدحسين نطنزي[29]
[يا] مسجد گريچه، مسجد سلطان امير احمد، مسجد سر
پُلّه، مسجد كوچة رنگرزان شهره، مسجد سر سنگ، مسجد
گذر باباولي، مسجد ميان دَرهو، مسجد گذر حاجي،
مسجد چالة حاج سيد مرتضي، مسجد ترك آباد، مسجد حاج
ميرزا مهدي، مسجد گذر محمّد صالح بيگ، مسجد
قبرستان درب باغ، مسجد پشت عمارت، مسجد چهار سو كه
خراب شده، مسجد درب آب انبارخان، مسجد طاهر منصور،
مسجد كلهر، مسجد كرسي، مسجد درب زيارت حبيب بن
موسي كه در پشت مشهد واقع است. چند مسجد ديگر هم
در پشت مشهد [وجود] دارد.
جنس وارده به كاشان
از راه روسيه همه نوع و از
راه بمبئي وارد كاشان ميشود.
اجناس صادرة كاشان به ساير
بلاد ايران و اروپا
تنباكو، قالي، قاليچه،
زيلو، روفرشي وطني[30]،
مخملي، پنبه، مغز بادام، گردو، تُرشاله، كرباس
[كه] اغلب زنهاي پشت مشهد بافت مينمايند. به
علاوه از استرك جوشقان و ساير بلوك كاشان هم كرباس
و چادر شب ارزان ميبافند و به شهر آورده،
ميفروشند. ريسمان شهري، طناب، قُطني، مَلّه
خصوصاً پشت مشهد ميبافند. جنس شعر بافي، مس
ساخته، گلاب، عطر گل سرخ، انار، دستمال ابريشمي،
ترياك، نوار، ابريشم رنگ كرده، ريسمان رنگ شده[31]
الوان، لاجورد، زاج، خصوصاً پارچههاي بيدگلي،
سابقاً[32]
قدكهاي بيدگلي نهايت خوب و براي وزراء فرستاده
ميشد، حاليه گاه گاهي ديده ميشود. حاليه آن
قدكهاي بسيار خوب ديده نميشود. بافندگانش در اين
چند ساله سختي كاشان از پا رفته و مردند.
پوست دبّاغي شده معروف به
تيماج، پوست دبّاغي نشدة بز يا برّة، اغلب خريده
به خارج [و] شهرها ميبرند.
اسامي تكاياي كاشان
تكية سرسنگ، تكية طاهر
منصور، تكية ترك آباد، تكية گذر حاجي، تكية ميدان
كهنه، تكية محله سرپُلّه، تكية صالح بك، تكية پشت
مشهد كه در صحن زيارت حبيب بن موسي (ع) نهايت با
آيين بسته ميشود. بعلاوه درب حوض پشت مشهد هم خوب
با آيين ميبندند. تكية درب اصفهان، تكية درب آب
انبارخان، تكية مرحوم حاجي محمّد جعفرخان[33]،
تكية قبرستان درب باغ، تكية گذر باباولي، تكية گذر
صَدره، تكية قاضي اسد، تكية درب وَرده، تكية گذر
حاجي، تكية پنجه شاه.
اسامي دهات [و مزارع ] كاشان
فين بزرگ، [فين] كوچك،
حسن آباد، لَتحُر، خُم، دُرّه، گزه، سه ده[34]،
مرق، نياسر، علوي، حسنارود، كوير [آباد]، شريف
آباد، نشَلج، ازناوه رود، كَلّه، ارمك، اسحاق
آباد، رَهَق، وَن ، وادقان، قه، سار، جوشقان،
لاستان [پا]، سراره، استَرك، طاهر آباد، راوند،
يزدل، مَشكان ، احمد آباد، نصر آباد، عليآباد،
نوش آباد، آران، بيدگل، ابوزيد آباد، نصرآباد
جيرو، قمصر، كجگان[35]،
قالَهر، خرّم دشت، مزرعه نو، قهرود، كاغذي،
هَسكويه[36]،
سُرنج، بالاعبّاس آباد، لنگان، خُنُكه، جعفرآباد،
وارونق، خوانچه، آب شيرين، شوراب، ده نار، تجرگان،
قمرود، سورآباد، بديع آباد، چنار، سنجده، هشه،
دوك، فرح آباد، سليم آباد، بُرزآباد.[37]
ماليات مستقيم كاشان
491447 قران 101658
جو، من تبريز 83089 كاه، من تبريز.
مسافت كاشان تا طهران و اصفهان
مسافت كاشان تا اصفهان
چهل و چهار فرسخ ميباشد و تا قم شانزده فرسنگ و
تا طهران چهل فرسخ است. مسافر [ان] كاشان به اين
ولايات با قاطر و شتر و اسب و الاغ و گاري و
كالسكه و اتومبيل ميتوانند حركت كنند.
اسامي بازيهايي كه مابين عوام
متداول بود
پنجره بازي- باقلي به
چند من- توپ بازي- الك دولك بازي- كبوتربازي-
بادبادك- خروس بازي- ميمون بازي- قوچ بازي- شير يا
خط- قاب بازي- آب بازي- كت بازي معروف [به] كت
بجه- تيله بازي[38]
- قايم شدنك معروف [به] سرگذاري- گلش بهار ابريشم[39]-
گاو زرد مير علا- بازي حلال يا حرام معروف به حوض
علي- پارتي بازي- بازي اتل متل- قوطي بازي- هسّه
بازي[40]
- گردوبازي- شك بازي[41]
- تخم مرغ بازي- هندوانه بُري.
رنگ پشم و ابريشم
پشم و ابريشم را در
كاشان به الوان مختلفة ثابتة نباتي و معدني رنگ
مينمايند. رنگ سبز و قرمز را به جوهري كه از
اروپا ميآورند، رنگ ميكنند.
كارخانجات شعر بافي
سابقاً هفت هزار دستگاه
كارخانجات شعر بافي و ابريشم بافي در كاشان [بود]
كه انواع البسة پشمي و ابريشمي از آن ميساختند .
اين اوقات به واسطة فقر و پريشاني كارخانجات فقط
سيصد چهارصد دستگاه شعربافي مشغول كار هستند. قالي
بافي كاشان رو به ترقّي گذارده است.
ابنية كاشان
سه بناي بسيار عالي در كاشان،
يكي مسجد خواجه عمادالدّين و ديگري [بقعه و] آب
انبار خواجه تاج الدّين و ديگري منار زينالدّين
كه قريب سي ذرع ارتفاع آن است.
و يكي ديگر چهار سويي
پنجاه قدم به دروازه دولت از قديم ساخته شده كه سي
و چهار ذرع شاه در سي [و] چهار ذرع ميباشد كه به
قول معمارهاي كاركردة كاشان در هيچ مملكتي چنين
چهارسويي ساخته نشده و قوّة هيچ معماري در ايران
نبوده.
باني آن سه بناي عالي سه برادر
بودند از مردم شيروان و هر كدام از خود در كاشان
بنايي گذاردهاند. لكن چهار سوي درب دولت معلوم
نيست كه ساخته.
مشهور است از آن وقتي كه آن
سقف چهار سوي كه پايه ندارد ميساختهاند، درويشي
از پايين راهگذار ميرفته، هنگامي كه زير چهار سوي
ميرسد «سر راست» بنّا از دستش ميافتد. آن بنّا
صدا به درويش ميزند كه فقير سرراست كار مرا
بينداز بالا. آن فقير هم خم شده سرراست را برداشته
مياندازد. آن بنّا به دست ميگيرد و نگاه نموده و
آن سرراست طلا شده. فوراً در مقابل، بنّا هم به
درويش ميگويد كه فقير دامنت را بگير، آن هم دامن
را گرفته، بنّاي مزبور با همان سرراست گچهايي كه
به سقف زده ميتراشد، تكّه تكّه مي ريزد در دامن
آن فقير، درويش هم ميبيند گچهايي كه تكّه تكّه به
دامنش ريخته، تماماً شمشهاي طلا است. به هر جهت
همديگر را شناخته عشقي به همديگر ميرسانند و مي
رود.
اين حكايت اهميّتي
ندارد، همه وقت روزگار مردان حق بودهاند. چشم
بصير حق بين ميخواهد، سير اين مطالب را بنمايد.
و يكي از ابنية عاليه
كاشان باغ شاه است كه در فين كوچك واقع است. بناي
اين باغ از پادشاهان صفويّه بوده. بعد از آن
فتحعلي شاه تعمير كرده، عمارات عاليه و حمامهاي با
شكوه كه از سنگ مرمرهاي بسيار بزرگ بنا شده. آب
فين از آنجا ميگذرد. تدريجاً خراب شده و خيلي از
آن سنگ هاي مرمر عالي و درختهاي كاج كه باغ را
تاريك نموده بود، از ميان بردهاند. حاليه جز اسمي
باقي نمانده است.
[مدرسه و] مسجد شاه كاشان
از ابنية مرحوم فتحعلي شاه قاجار، سالي سه چهار
هزار تومان وقفيات صحيحه دارد. چند سال است هيچ به
مصرف مدرسة سلطاني نميرسد.
آثار قديمة كاشان
در راه آران و بيدگل امام
زادهاي ميباشد معروف به امام زاده قاسم و بناي
مرمت امام زاده از هفتاد سال قبل است. سابقاً
اطراف امام زاده خيلي آباد و صاحب ابنيه بوده.
تمامش زير ريگ پنهان شده. چندي قبل كاوشي نمودند
عمارات سفيد كرده پديدار شد. آثار قديمه در آن
موجود است.
در راه فين يك تپّه باشد
موسوم به «سيلك». بعضي او را «سياه الك» خوانند.
در زير تپّه آثار قديمه است. بعضي اشياء هم از
آنجا به دست آمده. خيلي كسان خواسته آنجا را حفر
نمايند، چون اجازه نبوده، نتوانستهاند. احتمال
ميرود، سابقاً آتشكده بوده.[42]
آران و بيدگل و نوش آباد
كه قراي ثلاثه مينامند مقبرة ملوك كاشان است.
بناي آنها قبل از بناي شهر كاشان بوده. چندين هزار
سال قبل دريا بوده، دريا خشك شده، در محلّش شهر
بنا شد. شايد بناي آران را يهوديان نهاده، زيرا كه
اصل اسمش «هرون دشت»[43]
است و اين اسم از اسماء يهود است. در اين سه بلوك
آثار قديمه بسيار است.
طبايع كاشان
اهالي كاشان به واسطة گرمي
هوايش تبريد زياد ميكنند. صبح و عصر ميوه زياد
ميخورند. به محض اينكه كسالت پيدا مينمايند
ميگويند، از حرارت است و بر تبريد ميافزايند و
خون زياد ميگيرند.
از اغذية حارّه گريزانند.
مثلاً در اغذيه فلفل خشك نميريزند. در معالجات
بيشتر ادوية ايراني را استعمال مينمايند. اطبّاء
كاشان هم موافق طبايع آنها تجويز ادوية ايراني
مينمايند. اين است كه به واسطة سوء معالجه اغلبي
از مرضي تلف ميشوند.
حشرات كاشان[44]
اقسام حشرات موذيّه در كاشان
زياد است، از قبيل، رتيلا و عنكبوت و عقرب،
هزارپا، مگس و پشّه و مار، انواع كرمها، اقسام
سوسكها، ملخ، زنجره، موش، ارضه
[45]
كه در كاشان تمام دربهاي اطاقها را ميخورد.
بزمجه، سوسمار، موش صحرايي كه او را «لُغُرموش»
ميگويند. انواع پروانهها، قورباغه، خرچنگ-
كاشانيان او را «كُوچنگ» نامند- دودُنبه، حلزون،
خرك خدا[46]،
مورچه و انواع زنبورها.
عقرب كاشان از تمام
حشراتش موذي تر است و اقلّاً در سال، تابستان كه
عقرب زياد ديده ميشود، چند[47]
نفر [را] تلف ميكند، چند قسم است: سياه، زرد،
سليماني، عقرب جرّاره. درسيلك ميگويند عقرب پرنده
دارد.
موهومات
كاشانيان [به] موهومات خيلي
اعتقاد دارند از قبيل: غول و بچّه خوره، سحر،
جادو، افسانههاي قديم، رمّال، جفّار، و هر مريضي
كه به مرض مبتلا شد، بيشتر استعلاج از پيره زنها
مينمايند.
كرم ابريشم
سابقاً در دهات گرمسير، كرم
ابريشم پرورش ميدادند و تخم كرم را از خارجه و
بلاد داخله تحصيل مينمودند. از اين راه تجّار
مداخل مينمودند. سنوات اخيره به واسطة اينكه تخم
نوغان اسلامبولي وارد ميكردند و قلب بود، ضرر
عمده به اين تجارت وارد شد. اين سنوات عايديش خيلي
كم شده. ابتداي خوابانيدن تخم كرم در بُرج حوت[48]
است كه برگ توت شكفته شده باشد.
[كتيرا]
بوتة كتيرا در اغلب از
صحراهاي كاشان ميباشد و در مزرعة ارمك و كلّه و
مرق و رهق و ازناوه بيشتر از ساير نقاط دارد.
معادن كاشان
در دهات كاشان همه نوع
معادن ميباشد. معدن زاج و لاجورد و سنگ گچ و مرمر
و سنگ آسيا و نمك سابقاً معروف بود. معادن ذيل را
مؤلّف كشف نمود:
معدن طلق در آران، آب
معدني در زير قمصر، معدن طلق در كجگان، خاكي است
برّاق مانند اكليل در رودخانة شريف آباد، در جبال
اطراف شريف آباد ياقوت سوخته، خاك قرمز در كجگان[49]
، معدن طلق در كوه كجگان, خاك سرخ رنگ در مزرعة
روئيده نياسر, معدن پادزهر و ياقوت خوراكي در
ابوزيدآباد و زيره نيز در ابوزيدآباد است. معدن
گوگرد در حوالي بند عبّاسي قهرود[50]،
و در نياسر خاكي است شبيه به اكليل، در جوشقان
قالي كوهي است موسوم به كوه سرخ معدن طلا و زغال
سنگ دارد. در قهرود معدن دُر است كه آن دُرها سه
پهلو ميباشد، مثل اين است كه تراشيدهاند.
بعضي اشجار بارور
در كاشان بعضي اشجار،
انار و انجير و انگور ميباشد كه دوبار و سه بار
در سال بار ميدهند.
پشت مشهد
يكي از محلّات بزرگ خارج
كاشان است. جهت تسمية به اين اسم، اين است كه
سابقاً زائرين مشهد مقدّس حضرت رضوي عليهالسّلام
از دروازة پشت مشهد از راه آران به زيارت ميرفتند
و بر راه آران برجها كه قراول خانه بوده هنوز
پابرجا است.
آب كاشان
جهت مجاورت كاشان با درياي
نمك، آب كاشان مايل به شوري است و براي مزاج فايدة
كلّي دارد.
حيوانات باركش و غيره
شتر و قاطر، ماديان، يابو،
اسب، الاغ، گاو، گوسفند، ميش، برّه، گوزن، شكار،
تكّه، قوچ كوهي، ميش كوهي، خرگوش.
پرندگان
مرغ، خروس، كبوتر، قاز،
اردك، هوبره، كبك، كبك دري، تيهو، مرغ انجير خوره،
سار، گنجشك، بدوبيا، قوقو، كاكلي كه او را چُلو[51]
خوانند. ابابيل، وَنجوسك[52]
، سيسك[53]،
كلاغ، زاغچه
[54]،
باز، قراقوش، چرخ، قرقي، كلاغچه[55]،
هدهد كه او را شانه بسر خوانند.
سبزه قبا كه سبزه مهره گويند.
پرسكه، درخت سوراخ كن[56]،
بوقلمون، حواصل، كلنگه.[57]
كوچه هاي كاشان
وضعيت كوچه هاي كاشان
بسيار بد است. سابق سنگ فرش بوده. چون خراب گرديده
تمام كوچهها پست و بلند شده. در تابستان گرد و
خاك و در زمستان گل ميشود. بعلاوه صاحبان خانهها
چاههاي مبال خود را در كوچه ساختهاند. در شب عبور
و مرور خيلي سخت است. فقط يك خيابان كه محلّ
ارّابهرو طهران به اصفهان است، دارد آن هم ناقص.
عمارت دولتي در شهر
كاشان نيست. حكومت و ساير ادارات، خانه به كرايه
ميگيرند. عيب بزرگ اين است كه تا اين اواخر اهالي
مردههاي خود را در شهر دفن مينمودند. منظرة شهر
يك قبرستاني را ماند. مقابر جاده عبور و مرور شده،
از اين جهت توليد امراض در شهر ميشود.
صنايع و منسوجات
سابقاً صنّاعين و صاحبان
حرف در كاشان زياد بوده و همه نوع صنعت و حرفت را
به درجة كمال رسانيده بودند. اين اواخر به واسطة
فقر و پريشاني روي به انحطاط نهاده. مصنوعات و
منسوجات معمولة آنها از قرار ذيل است:
منسوجات ابريشمي و پشمي
همه نوع، چادر مشكي، مخمل ابريشمي، قُطني، قدك،
قلمكار، مَلّه، نوار، كرباس، چادر شب، پارچة
روفرشي، هوله و قطيفة وطني و دستمالهاي ابريشمي و
شال گردن و شالهاي ابريشمي، گيوه، جوراب، تخت
آجيده، جوراب پشمي و نخي[58]،
زيلو، قاليچة برجسته، قلمدان، چاقو، انواع زرگري،
ظروف گلي و لعابي[59]،
انواع ظروف مسي كه معروف ايران است. اسبابهاي چيني
و آهني، صندلي و ميز و درب چوبي، گچ بري بطور
اكمل، حجّاري روي سنگ مرمر تكميل دارند. انواع
حلويات و ساختن قند از شكر، كلاه نمدي و ماهوت[60]
و پوست، گلدوزي و پشم دوزي، قلّاب دوزي و شيشه
سازي و حصير بافي.
اسامي درندگان
درندگان كاشان: پلنگ،
يوزپلنگ، كفتار، گرگ، گوركن، شغال، روباه.
ادارات دولتي كاشان
ادارة حكومتي، ادارة
ماليّه، ادارة عدليّه، ادارة معارف، ادارة اوقاف،
ادارة فوائد عامّه، ادارة ژاندارمري، ادارة
تلگرافخانه، ادارة پستخانه، ادارة نظميّه، ادارة
تحديد ترياك، ادارة دخانيات، ادارة گاري خانه،
ادارة تلفون خانه.
انگليسيها هم ادارة
تلگرافخانه در كاشان دارند. گاهي هم يك ويس قونسول
به كاشان ميفرستند. سابقاً روسها هم در كاشان
اگنت داشته. انگليسيها از كاشان تا اردستان و نيز
تا طَرق، راه اصفهان سيم تلفون دارند. همچنين تا
قم هم تلفون خصوصي دارند. در خود كاشان چهارده
پانزده دستگاه تلفون در ارادت و خانه هاي اعيان
ميباشد.
اغذية مطبوخ
پلو چلو، پلو شويد، پلو رشته،
پلو آلوبالو، پلوزردك، پلو به، پلو مخلوط به سيب
زميني، پلو ته چين، پلو عدس، پلو لوبيا، پلو شيرين
از شكر و كشمش و خرما، او را پلو نتار گويند، نخود
هم دارد. پلو گندم، پلو جو، او را پلوجه مينامند.
در بعضي دهات هم پلو ذرّت[61]
نيز ميسازند.
دمي، كتّه، دم پخت[62]،
چلوكباب، كوفتة برنج ماليده، كوفتة شويد، كوفتة
سماق، كوفتة كشمش دار، كوفتة گندم، كوفتة جو،
كوفتة ذرّت[63]،
كوفتة ارزن، كوفتة نخودچي، شفته ريزه كه او را
قيمه ريزه گويند. شفته نخودچي، شفته سماق، مسمّن[64]،
بادنجان، مسمّن آلوبالو، مسمّن قيسي خشك، مسمّن
آلو، مسمّن آلوچه، مسمّن كدو، مسمّن بادنجان، قيمه
نخود، قرمه سبزي، قرمة به، قرمة اسفناج، قرمة پوست
هندوانه، قرمة كدوي سبز، تاس كباب- تاس كباب از
پياز و به و سيب زميني- قرمه خورش ماست، كباب برگ،
كباب مچي، كباب ماست، كباب خراساني، شامي كباب،
هلوكباب، كباب ديزويي، كباب حسيني كه او را ديزي
گويند. كباب تنوري، فسوجن[65]
به اقسام.
آب گوشت نخود، آب گوشت
لوبياي قرمز و سفيد، يخني بادنجان، يخني نخود،
يخني سه قسم لوبيا، لوبيا بادنجان، يخني كدو، يخني
اسفناج، يخني به، يخني سيب، يخني آلو، يخني آلوچه،
يخني قيسي، يخني برگه، يخني كلم، يخني عدس، يخني
ماش، يخني چغندر، يخني سركه شيره و زردك، يخني
كالك.
آش برنج انواع دارد. ترشي
هر نوع به او ميزنند. آش جو، آش رشته، آش ارزن،
آش ذرّت[66]،
آش شولي اين آشها را با سركه و ماست و كشك هم
ميخورند.
كالجوش، اشكنه،حليم[67]
بادنجان سرخ كرده، كدوي سرخ كرده، بوراني اسفناج،
بوراني كدو، [بوراني] بادنجان، كوكوي سبزي، و شولي
از آرد و اسفناج و سركه ميباشد.
به تازگي سيب زميني را در
طبخ استعمال مينمايند و فلفل كوبيده و فلفل فرنگي
جديداً در بعضي خانهها متداول شده.
اطبّاء كاشان
در سابق و لا حق اطبّاء
كاشان از روي طبّ قديمه معالجه مينمودند و ادويّة
ايراني استعمال ميكنند. هر كدام هم كه جديداً از
ادويّة اروپايي تجويز ميكنند، از روي علم نيست.
از اين جهت هر ساله به واسطة سوء استعمال آنها
جمعي تلف ميشوند.
پولهاي حالية رايج كاشان
پول سياه نيكلي صد دينار
و يكشاهي، قران چرخي نقره و قديمي، دو قراني نقرة
چرخي، پنجهزاري نقره و دهشاهي نقره، پنج شاهي
نقره، شاهي سفيد نقره، دو توماني طلا، اشرفي طلا،
پنجهزاري طلا، دو هزاري طلا، ليرة عثماني طلا،
ليرة انگليسي طلا، منات طلاي روسي، اسكناس خيلي كم
استعمال ميشود. امپريال طلا.
اسباب طرب كاشان
تار، كمانچه، سنطور،
دنبك كه او را ضرب گويند. دايره، ني، طبل، شيپور،
نقّاره، سرناكه واقعاً هيچ شهر مثل كاشان تمام
نميزنند. سوتك، دوني.
حلويات كاشان
جوزاغند، سوهان دو نوع، آب
نبات، قرص، پشمك، روح افزا، نيم شكر، باقلوا،
سوهان سوخته، گز، نقل به انواع و اقسام، نان قندي،
نان برنجي، كلوچه، شربت نارنج، شربت ليمو،
سكنجبين، شربت آلبالو، مربّاي بالنگ، مربّاي زرشك،
مربّاي پوست پسته، مربّاي كدو، مربّاي چغندر،
مربّاي آلو.
علماء حالية كاشان
حجةالاسلام آقاي ملّا حبيب
الله[68]
سنّش بالغ بود[69].
قريب يكصد و پنجاه كتاب و رساله تأليف و تصنيف[70]
كرده، رسالة تقليدش به طبع رسيده.
ديگري حجةالاسلام آقاي حاج
ميرزا شهاب الدّين نراقي[71]
حجة الاسلام آقاي سيّد محمّد
رضا مجتهد پشت مشهدي[72]
و آقاي ميرزا ابوالقاسم
نراقي[73]
و آقاي سيّد محمّد مجتهد
موسوم به آقا سيّد محمّد [باغ[74]،
پسر] مرحوم حاج سيّد ابراهيم تاجر بروجردي
از جمله آقاي آقا شيخ
محمود در مدرسة سلطاني ظهرها نماز ميخواند سنّش
قريب به شصت و پنج سال [است.]
آقاي آقا نظام الدّين
مجتهد پشت مشهدي[75]
آقاي آقا سيّد محمّد
شريعتمدار[76]
حاج شيخ محمود معروف [به]
حاج سيّد آقا بزرگ[77]
ميرزا ابوالقاسم[78]
پسر حاج ميرزا محمود
آقا سيّد محمّدحسن[79]
پسر حاج ميرابوالقاسم
آقاي ميرزا مجد الدّين[80]
نراقي
[81]
آقا شيخ محمّد
[82]
نوادة مرحوم شيخ عبد الغفور
آقا مهدي نراقي
[83]
آقا نور الدّين ضرّابي
[84]
آقا سيّد احمد
[85]
نوادة مرحوم آقا سيّد حسين مجتهد
حاج شيخ جعفر نراقي
[86]
آقا جعفر پسر مرحوم
ملّا رمضانعلي
آقا سيّد احمد
ثقةالاسلام
[87]
علماء و فضلا و حكما و شعراي
كاشان
از آن جمله ملّا محسن فيض
[88]
- محمّد بن مرتضي مدعوّ به محسن ملقّب به فيض از
علماء عهد شاه عبّاس صفوي است. دويست كتاب تصنيف و
تأليف كرده و در سنة 1065
[89]
براي تكميل علوم به شيراز رفت. پس از آن مراجعت به
كاشان [كرد و ] در آنجا وفات يافته. قبرش بيرون
دروازة [فين است كه] معروف به آخوند فيض ميباشد.
احفاد او در كاشان جمعي ميباشند.
ملاّ مهدي نراقي[90]:
ملّا مهدي بن ابي ذر مجتهد نراقي جدّ سلسلة نراقي
كاشاني از نراق به كاشان آمده، ساكن شد. اغلبي از
علوم را در اصفهان تحصيل كرد. سرآمد عهد خود
گرديد. در عهد سلطنت فتحعلي شاه
[91]
حيات داشت. چندين كتاب و رساله نوشته. قصايد و خطب
عربي دارد. قبرش در قم
[92]
مي باشد.
حاج ملّا احمد[93]:
حاجي ملّا احمد مجتهد پسر ملّا مهدي نراقي از
بزرگان علماي عهد
محمّد شاه قاجار[94]
است. براي تكميل علوم به عتبات عاليات رفت. بعد به
مكّه مشرّف شده، مراجعت به كاشان نمود و ملجأ
اهالي شد. كتب بسيار تأليف و تصنيف نمود.
حاج ملّا محمّد مجتهد[95]
- حاج ملّا محمّد پسر حاج [ملّا ] احمد نراقي از
بزرگان فقهاي عهد ناصرالدّين شاه است. نفوذ كاملي
داشت. در اواسط سلطنت ناصرالدّين شاه در كاشان
وفات كرد. نعش او را به عتبات عاليات بردند.
حاج ميرزا فخرالدّين مجتهد[96]-
حاج ميرزا فخرالدّين ابن مرحوم حاج ملّا محمّد
مجتهد از علماي با نفوذ دورة ناصر الدّين شاه بود.
قريب به هفتاد سال از عمرش گذشت[97]
و در اوايل سلطنت مظفرالدّين
شاه
[98] در كاشان وفات يافت. نعش او را حمل به
عتبات عاليات نمودهاند.
سيّدابوالرّضا- سيّد قاضي
ابوالرّضا فضلالدّين علي علوي حسيني[99]
كاشاني از فضلا و اتقياء است. حافظ احاديث بود و
طبعي غرّا داشت.
شيخ عبدالرزّاق[100]-شيخ
عبدالرزّاق كاشاني جامع علوم ظاهر، مرد باطن بود.
شيخ محيالدّين اقرار به كشفيّات او نموده.[101]
تفسير [تأويلات و] اصطلاحات صوفيّه را نوشته. شرح
فصوص الحكم از اوست.
نصير الملّة علي كاشاني-نصير
الملة و الدّين علي كاشاني معروف به حلّي با ملّا
قطب الدّين
[102]
معاصر بود [و] در حكمت و فقاهت يگانة عهد خود.
حاشيه بر شرح تجريد[103]
و [شرح] بر طوالع بيضاوي و [حاشيه بر شرح] شمسيّه
نوشته. متجاوز از هشتاد سال از عمرش گذشت.
شرف الدّين-شرف الدّين
انوشيروان بن خالد بن محمّد كاشاني. بعضي او را
قمي[104]
دانند. به وزرات مستر شد خليفة عبّاسي و سلطان
محمود غزنوي[105]
رسيد. عاقل و عالم و شيعي مذهب بود. حريري، مقامات
را به نام او نوشته. درسنة 531 وفات كرد.[106]
كتاب نفثة المصدور از تأليفات اوست.
معين الدّين-معين الدّين
ابونصر احمد كاشاني شيعي مذهب و متبحّر در علوم
بود. در عهد محمود بن سلطان محمّد [بن] ملكشاه به
مقام منشي گري و مستوفي الممالكي و وزارت رسيد.[107]
به دست ملاعين شهيد شد. پسرش فخر الدّين و نواده
اش معين[108]
نيز به مقام وزارت رسيدند.
باباافضل[109]-باباافضل
الدّين ابن خواجه عبّاسي از نواده هاي خواجه
نصيرالدّين و از اولياء است. مزارش در كنار مزرعة
بالاي ساديان[110]
از توابع كاشان واقع است. گويا در عهد هلاكوخان
مغول وفات كرد.
مولانا حسن- مولانا حسن كاشاني
شاعر نامدار و از چاكران حيدر كرّار است. اصلاً
كاشاني و مولداً آملي است.[111]
سه سفر به مكّه رفت و از آنجا به نجف اشرف و قصيده
اي در مدح آن حضرت عرض كرد. شعر اوّلش اين بيت
است:
اي زبد و آفرينش پيشواي[112]
اهل دين وي ز عزّت مادح بازوي تو روح
الامين
آن حضرت را در خواب ديد كه به
بصره برود و از مسعود بن افلح كه از غرق نجات يافت
و هزار دينار نذر ما نمود، دريافت كن. برفت و
بگرفت. تخلّص حسن، «كاشي» بود.
سپهر مؤلّف ناسخ التواريخ-
ميرزا محمّدتقي لسان الملك متخلّص [به ] «سپهر»
پسر ملّا علي از طايفة ضرّابي يكي از بزرگترين
مورّخين و ادبا و شعراي ايران است. به اين واسطه
در دربار دولت به مقام عالي رسيد. دورة ناسخ
التواريخ را به اتمام رسانيد. در قوانين شعر،
براهين العجم را نوشت. طرف توجّه سلاطين ايران و
پادشاهان هند بود. ولادت آن مرحوم در سنة 1216 در
كاشان، وفاتش در سنة 1297 در طهران است. در نجف
اشرف مدفون شد. مادّه تاريخش «ميرزا تقي سپهر لسان
الملك» ميباشد.
لسانالمك ثاني- ميرزا هدايت
الله لسان الملك پسر ميرزا محمّدتقي[113]
لسان الملك، تخلّص «هدايت » مينمود. بهترين فضلا
و ادبا و خطّاطين و مصوّرين ايران است. در عهد خود
ثاني نداشت. بعد از فوت پدرش مشغول اتمام ناسخ
التواريخ شد. در خدمت ناصرالدّين شاه و مظفرالدّين
به مقامي بلند رسيد. در سنة 1322 در سنّ شصت و هشت
[سالگي] در طهران وفات كرد و در جوار مقبرة امام
زاده يحيي مدفون شد. تاريخ حضرت سجّاد (ع)، كتاب
ادب، كتابي در اخلاق، رساله در شطرنج، رسالة
خوشنويسان، كتابي در القاب ديوان، اشعار و غيره
نگاشت. مادّه تاريخ آن مرحوم: «مرحوم ملك
المورّخين».[114]
در اواخر ملقّب به ملك المورّخين شد.
فتحعلي خان صبا- فتحعلي خان
ملك الشّعرا متخلّص به صبا كاشاني از بزرگترين
شعرا [و] فصحاي عالم است. متجاوز از دويست هزار
[بيت] شعر از آن مرحوم به جاي مانده، از آن جمله:
كتاب شاهنشاه نامه و كتاب ليلي و مجنون[115]
به علاوه قصايدي چند كه كتاب عليحده دارد، باقي
گذارده. در عهد سلطنت فتحعليشاه قاجار منصب ملك
الشعرايي داشت و يكي از وزراي آن عهد بود.[116]
ديوان «خداوند نامه» بهترين
يادگار اوست. در سنة 1238
[117]
در طهران وفات كرد.
سهيل- ميرزا عبدالرّحيم خان
ضرّابي كلانتر پسر مرحوم ميرزا ابراهيم ضرّابي
كاشاني، متخلّص به «سهيل» و در فنّ نقّاشي و ترسّل
و شعر و خطّ نستعليق ممتاز عهد خود بود. از كاشان
براي خدمت به دولت به طهران رفت. در ادارة پليس
منصب كلانتري يافت و در سنة 1308 در طهران در سنّ
شصت و پنج [سالگي] وفات كرد و در جوار امام زاده
يحيي (ع) مدفون شد. حاليه [...] پسر از او باقي
مانده، از آن جمله علي قلي خان نبيل الدّوله وزير
مختار سابق اتازوني.
مهندس الممالك- ميرزا نظام
الدّين خان [غفاري] مهندس الممالك ابن مرحوم ميرزا
ابراهيم خان، در اوايل سن به پاريس رفت. علوم
رياضي را به درجة كمال رسانيد. هشت جلد كتاب در
هندسة تحليلي نگاشت به مقام وزرات رسيد. در سنة
1332 در سنّ هفتاد و چهار سالي[118]
در طهران وفات نمود. در جوار امامزاده يحيي (ع)
دفن شد.[119]
شريف الدّوله- ميرزا زين
العابدين شريف الدّوله برادر بزرگ مهندس الممالك
از شاگردان خوب پاريس است. در طهران در وزارت
خارجه مستخدم بود. در حكمت الهي و طبيعي يگانة عهد
خود بود. در اين بابا تأليف دارد. در عهد سلطنت
مظفر الدّين شاه در طهران وفات كرد.
مدير حبل المتين[120]-
آقا سيّد جلالالدّين حسيني كاشاني متخلّص به
«اديب» به هندوستان رفت و روزنامة حبل المتين را
تأسيس كرد و نيز نسخه به زبان انگليسي نوشت. مسكنش
در كلكته است. در سنة 1316 از طرف دولت ملقّب به
«مؤيّد الاسلام» شد.
آقاي سيّد فرج الله اديب-آقا
سيّد فرج الله اديب كاشاني در فنّ ادب معروف، در
شاعري تخلّص «جمره» نمود. حضرت خامس آل عبا (ع) را
دويست و بيست بيت مرثيه ساخت در سنة 1297 در طهران
به طبع رسيد. سال عمرش به هفتاد واند رسيد.
مؤتمن الاطّبّاء-ميرزا زين
العابدين خان مؤتمن الاطبّاء پسر مرحوم ميرزا
ابوالحسن
ضرّابي كاشاني[121]،
از اطبّاء حضور ناصرالدّين شاه بود. در عمل يدي
معروف و در فنّ بيرون آوردن سنگ از مثانه، ثاني
نداشت. در سنة 1326 در طهران وفات نمود.
آقا سيّد مصطفي مجتهد[122]-
حاجي سيّد مصطفي مجتهد حجة الاسلام پسر مرحوم آقا
سيّد حسين مجتهد كاشاني[123]
ساكن طهران، براي تكميل علوم دينيه به عتبات
عاليات رفت و در آنجا به مقام حجةالاسلامي رسيد.
رسالة تقليديّه اش به طبع رسيده. تأليفات ديگر هم
دارد. اديب و فقيه ممتاز بود. خطّ شكسته را خوب
نوشت. در سنّ هفتاد سالگي[124]
در سنة 1336 در عتبات عاليات وفات كرد.
مشرقي[125]-
ميرزا محمّدحسين مشرقي از شعرا و عرفاي غفاري
كاشاني است. ابتدا نوكري ديوان داشت. بعد داخل
عرفان شده و در مزرعة بُرز آباد كاشان در خانقاهي
سكونت اختيار كرد. در تصوّف «محتاج علي» لقب داشت.[126]
در عهد ناصرالدّين شاه وفات كرد. ديوان اشعارش به
طبع رسيده.
صنيع الملك- ميرزا ابوالحسن
خان صنيع المك غفاري كاشاني، فنّ نقّاشي در اروپا
آموخت. صور ممتاز از آثار او در ايران و اروپا
باقي است. در سنّ پنجاه در سنة 1287
[127]
وفات در طهران كرد. در سر مقبرة آقا[128]
مدفون شد.
سپهر دوّم[129]-
ميرزا عبّاسقلي خان متخلّص به سپهر ملقّب به مشير
افخم پسر مرحوم ميرزا تقي سپهر لسان الملك است.
تتبّع[130]
تاريخيش خوب است. كتب زياد در تواريخ نگاشته. در
دورة مظفرالدّين شاه ملقّب به وزير تأليفات شد. در
سنة 1338 سنّش بالغ به هفتاد است.
رضي الدّين خشاب[131]-
رضي الدّين كاشاني متخلّص به خشاب از شعراي عهد
كمال الدّين اسمعيل[132]
است. مدّاح شاه غياث الدّين بود. ديوانش يك هزار
بيت است.
بابا افضل الدّين- بابا افضل
الدّين در حكمت و شاعري معروف در عهد خواجه نصير
الدّين طوسي زندگاني داشت. خواجه محض خاطر او قدغن
كرد كه به كاشان اذيّتي نرسانند.[133]
در قرية مرق از قراي كاشان بدرود دار فنا را گفته.
كمال الملك[134]-
ميرزا ابوتراب خان[135]
غفاري كاشاني، ملقّب به كمال الملك يكي از اشخاص
فوق الطّبيعه در فنّ نقّاشي و حجّاري ميباشد. در
اروپا تكميل نمود. حكمت طبيعي را به خوبي فرا
گرفته، در طهران رئيس مدرسة مستظرفة نقّاشي
ميباشد. آثار فوق الطبيعه از او به جاي مانده در
سنة 1338 سنّش بالغ به پنجاه و پنج
[136]
است.
خانوادههاي معروف كاشان
نراقي، طايفة ضرّابي، سادات
رضوي، سادات موسوي، سادات حسيني، سادات لاجوردي،
تبريزي[137]،
خانوادة عبدل آلان (كذا)[138]،
خانوادة شيباني، خانوادة شيخ الاسلامي، خانوادة
وزيري، سادات طباطبايي، طايفة خان جاني، سادات حاج
ميرابوالقاسمي[139]
، سادات كرسوي.[140]
سابقاً اهل علم و حرفت و شعر و
نقّاشي در كاشان زياد بودند، از آن جمله مرحوم
ميرزا زين العابدين مستوفي[141]
كه به پاية مير[142]
نوشت كه سنگ قبر فتحعلي شاه خطّ آن مرحوم است.
شاعر اين دوره يكي بيضايي[143]
است. اسمش ميرزا علي محمّد متخلّص به «بيضايي» پسر
مرحوم محمّدرضا[144]،
ابن محمّد متخلّص به «روح الامين»[145]
از شعراي كاشان است. مولدش در آران[146]
بلوك كاشان در سنة 1299. در ادارة ماليّه مستخدم
است. سخن ساز و مجلس پرداز است. تاريخ زندگاني خود
را به نظم درآورده، موسوم به «هدية الاصحاب»
ميباشد.
عبدالله خان ضرّابي نقّاش-عبد
الله خان پسر فتح الله خان ضرّابي كاشاني، كر و
لال مادرزاد است. در فنّ نقّاشي خصوصاً شبيه و
دورنماسازي تكميل است. در اين سال سنّش بالغ به
پنجاه و پنج ميباشد.
مؤسس قالي برجسته
ميرزا سيّد رضا خان[147]
پسر مرحوم ميرابوالقاسم كاشاني از طايفة خانيان در
فنّ نقّاشي و قالي بافي كمال مهارت را دارد. در
اين سال سنّش قريب به سي ميباشد. قاليچة برجسته
از مخترعات خاطر اوست.
سابقاً مؤسّس قالي برجسته حاج
ملّا حسن معروف به محتشمي بود.
اسفند ماه
معمول اهالي كاشان است كه در
شب اسفند ماه كه سي و پنج روز به اوّل حمل است،
جشن ميگيرند، بلكه از شب عيد نوروز ساعي تر مي
باشند. آن شب را غذاهاي خوب و ماهي ميخورند. او
را عيد اوّل گويند. شب اوّل حمل را عيد دوّم
دانند. اين شعر را هم ميخوانند:
اسفند است و اسفند است
زائيــــدن گوسفند است
گوسفند طـرف فين است
جوزغند چه شيرين است
نديم باشي[148]-
برادر مرحوم محمود خان ملك الشّعراء
[149]
و از شعرا و خطّاطين نمره اوّل است. از اشخاص
متديّن بود. در عهد سلطنت ناصرالدّين شاه[150]
در طهران مسكن داشت. در آنجا هم وفات كرد. سالش
بالغ به هفتاد بود.[151]
قطب-آقا سيّد عبد الباقي قطب،
امام و مدرّس مدرسة سلطاني، اهل باطن و تقوي بود.
كشفيّات زياد از او نقل مينمايند. از سلسلة سادات
كرسوي كاشاني است. مسجد كرسي را خصوصاً شخصي براي
او ساخته.[152]
سالش بالغ [به] هفتاد و پنج [بوده]، در اوايل عهد
ناصر الدّين شاه در كاشان وفات كرد. حمل به نجف
اشرف
شد.[153]
منابع
1- آثار الوزراء، سيف الدّين
حاجي بن نظام عقيلي- به تصحيح محدّث ارموي.
2- آثار تاريخي شهرستانهاي
كاشان و نطنز، حسن نراقي.
3- ايران از آغاز تا اسلام،
رومن گير شمن- ترجمة دكتر محمّد معين.
4- ايران امروز، اوژن اوبن-
ترجمة علي اصغر سعيدي.
5- بزرگان كاشان (خطّي)، افشين
عاطفي.
6- تاريخ اجتماعي كاشان، حسن
نراقي.
7- تاريخ ادبيات در ايران،
دكتر ذبيح الله صفا.
8- تاريخ جرايد و مجلّات
ايران، محمّد صدر هاشمي.
9- تاريخ كاشان، عبد الرّحيم
كلانتر ضرّابي- به كوشش ايرج افشار.
10- تاريخ نظم و نثر در ايران
و در زبان فارسي، سعيد نفيسي.
11- تذكرة خوشنويسان، هدايت
الله لسان الملك.
12- تذكرة الشّعراء، حاج سيّد
عزير الله امامت.
13- جُنگ (خطّي)، سيّد
ابوالقاسم شيخ الاسلام رضوان كاشاني.
14- حماسه فتحنامة نايبي اثر
طبع منتخب السادات يغمايي، با مقدّمه و تصحيح ملك
المورّخين سپهر، با اهتمام و توضيحات علي دهباشي.
15- دستور الوزراء، غياث
الدّين بن همام الدّين معروف به خوندمير به تصحيح
سعيد نفيسي.
16- ديوان باباافضل- به تصحيح
مصطفي فيضي، حسن عاطفي، عبّاس بهنيا و علي شريف.
17- ديوان سيّد ابوالرّضا
راوندي- به تصحيح محدّث ارموي.
18- ديوان ملك الشّعراء فتحعلي
خان صبا- به تصحيح محمّد علي نجاتي.
19- الذريعة الي تصانيف
الشّيعة، شيخ آقا بزرگ تهراني.
20- ريحانة الادب، ميرزا
محمّدعلي مدرّس.
21- زنان سخنور، علي اكبر مشير
سليمي.
22- زندگينامة آيت الله سيّد
محمّدكاظم حسيني كاشاني، افشين عاطفي.
23- زندگينامة آيت الله العظمي
سيّد محمّد علوي بروجردي كاشاني افشين عاطفي.
24- زندگينامة مرحوم آيت الله
العظمي غروي كاشاني، افشين عاطفي.
25- شرح حال رجال ايران، مهدي
بامداد.
26- طرايق الحقايق، محمّد
معصوم شيرازي (معصومعلي شاه) به تصحيح محمّد جعفر
محجوب.
27- طغيان نايبيان، محمّد رضا
خسروي- به اهتمام علي دهباشي.
28- غم كربلا، افشين عاطفي.
29- فرهنگ آباديها و مكانهاي
مذهبي كشور، دكتر محمّد حسين پاپلي يزدي.
30- فرهنگ ايران زمين جلد 22
سال 1356 هـ ش - «مختصر جغرافياي كاشان تأليف
عبدالحسين سپهر، به كوشش ايرج افشار» از صفحة 430
تا 458.
31- فرهنگ فارسي، دكتر محمّد
معين.
32- قُم نامه، سيّد حسين
مدرّسي طباطبايي.
33- كليّات كشكول امامت، حاج
سيّد عزيزالله امامت.
34- كمال هنر (احوال و آثار
محمّد غفاري كمال الملك)، احمد سهيلي خوانساري.
35- گنجينة دانشمندان، شيخ
محمّدشريف رازي.
36- لباب الالقاب، ملّا حبيب
الله شريف كاشاني.
37- لغت نامه، علي اكبر دهخدا.
38- مجالس المؤمنين، قاضي نور
الله شوشتري.
39- مكارم الآثار، ميرزا
محمّدعلي معلّم حبيب آبادي.
40- نسائم الاسحار، ناصرالدّين
منشي كرماني- به تصحيح محدّث ارموي.
41- نفحات الانس، نورالدّين
عبدالرّحمان جامي، به تصحيح دكتر محمود عابدي.
1- «... و او را ( =
ميرزا هدايت الله ) را دو ثمر پديد آمده:
ميرزا عبد الحسين خان و ميرزا عبد العلي
خان»- صفحة 384
2- «روزنامة مصّور
شاهنشاهي در طهران به مديري (ميرزا عبد
الحسين خان ملقّب به ملك المورّخين) به
طور هفتگي تأ سيس و با چاپ سنگي در سال
1323 قمري منتشر شده است ....» - تاريخ
جرايد و مجلّات ايران، محمّد صدر هاشمي- ج
3 ص 56 تا 57
3- «روزنامة آئينة عيب
نما، در طهران، به مديري (ملك المورّخين)
با چاپ سنگي در سال 1286 شمسي منتشر شده
است.» - تاريخ جرايد و مجلّات ايران، ج
اوّل ص 41
1- جوزا: خرداد
2- تاريخ جرايد و
مجلّات ايران، ج اوّل ص 42 تا 43
3- الذريعة ج 3 ص 236–
تاريخ جرايد و مجلّات ايران
4- الذريعة ج 3 ص
297- تاريخ جرايد و مجلّات ايران
7- حماسة فتحنامة
نايبي ص 12، بنا به نوشتة آقاي علي دهباشي
دركتاب مذكور، اين تاريخ به نام سردار
اسعد بختياري تجديد چاپ شده است.
8- الذّريعة ج 21 ص
195 و ج 3 ص 297 تا 298
1- استاد ايرج افشار
«مختصر جغرافياي كاشان» را در جلد 22
فرهنگ ايران زمين به چاپ رسانده و در
مقدّمه، آن را بدين گونه معرّفي كرده است:
«اين رساله در جغرافياي كاشان نوشتة ملك
المورّخين از خاندان سپهر كاشي است. نسخة
اصلي آن با خط خوردگيها و اصلاحات متعلّق
است به كتابخانه ملّي و توسّط آقاي
عبدالله انوار در فهرست آنجا مورد معرّفي
قرار گرفته است. چون اطّلاعات مندرج در
آن، مقداري، مكمّل كتاب مرآة القاسان در
تاريخ كاشان تأ ليف عبد الرّحيم سهيل
كاشاني است كه دو بار به چاپ آن به انضمام
قسمتي از يادداشتهاي جناب آقاي اللّهيار
صالح دربارة كاشان اقدام كرده ام، اينك در
اين مجله به چاپ رسانيده ميشود.»
2- در متن بادنجان
دوبار آمده بود.
1- منظور مزار
امامزادگان و مقابر معروف كاشان
2- قاضي اسدالله
كوپايي كاشاني از عرفا و شعراي عصر صفوي،
وفات 1048 هـ ق
3- در اصطلاح امروز
گلچانه تلفظ مي شود. (استفسار از اللهيار
صالح) [ايرج افشار] – متن: گلچانه
4- كمال الدّين علي
محتشم كاشاني (تولّد 935- وفات 996 هـ ق)
1- بعد از كم آبي يك
كلمه خوانده نميشود. [ايرج افشار]
2- اصل: كاشانيان
[ايرج افشار]
1- اصل: خواسته
[ايرج افشار]
2- مسجد و مدرسة حاج
محمّد حسين تاجر تبريزي، واقع در بازارچة
ملك.
1- حاج ملّا محمّد حسن
نطنزي كاشاني (متوفّي 1322 هـ ق ) از
علماي بزرگ و حاكم شرع كاشان، كه در مسجد
گريچه و مسجد چهار سو به اقامة نماز جماعت
مي پرداخته است.
2- متن: روفروشي و
ناطني (؟)
1- تكية حاج
محمّدجعفر خان شيباني معروف به تكية حاجي
خان، كه در سال 1310 هـ ق ساخته شده و
سيّد ابوالقاسم شيخ الاسلام «رضوان»
كاشاني، تاريخي براي آن سروده كه مطلع آن
اين است:
هزار و سيصد و ده چون
گذشت نوبت سال
به
پنجشنبه نه روز رفته از شوّال
2- سه ده: ازوار،
ويدوج، ويدجا.
5- روستاهاي ديگر: سن
سن، خزّ!ق، برزك، باريكرسف، جوشقان قالي،
وركان، آذران، كامو و ....
3- اصل: هصه بازي
[ايرج افشار] – هسّه = هسته.
4- شك بازي كه همان
قاب بازي است.
1- «قديمترين محلّ
سكونت بشري كه در دشت شناخته شده سيلك
نزديك [شهر] كاشان در جنوب تهران است كه
علايم سكونت اوّلية انسان در اين موضع در
پاية تپّه اي مصنوعي درست بر فراز خاك
بكر، يافته شده است.»- ايران از آغاز تا
اسلام تأليف رومن گير شمن، صفحة 12.
1- «آران دشت» در آران
است.
2- مؤلّف، خزنده و
پستاندار و .... را هم جزء حشرات آورده
است.
2- پرنده اي كوچك به
نام ونجوسك در كاشان هست. [ايرج افشار]-
متن: ونچوك.
4- در متن كلاغ، زاغچه
دوبار آمده بود.
5- اصل: كلاقچه [ايرج
افشار].
1- متن: جوراب پشمي و
نخي و پشمي
1- [اصل:] زرت [ايرج
افشار]- متن: زرد.
2- دمي، كتّه و دم پخت
هر سه يكي است جز آنكه در كتّه آب بيشتري
در پختن برنج به كار ميرود.
3- متن: زرد.
4- مردم «مسمّا»
ميگويند.
5- فسوجن= فسنجان.
7- «هليم ... نوشتن
اين كلمه به صورت حليم غلط است.»- فرهنگ
معين.
1- ملّا حبيب الله
شريف (تولّد 1262 – وفات 1340 هـ ق)
3- متن: تأليف و رساله
تصنيف.
4- حاج ميرزا شهاب
الدّين فرزند حاج ميرزا فخرالدّين بن حاج
ملّا محمّد نراقي، تولّد 1285- وفات 1350
هـ ق.
5- سيّد محمّد رضا
يثربي (وفات 1347 هـ ق)
6- ميرزا ابوالقاسم
فرزند حاج ملّا محمّد مهدي آقا بزرگ، وفات
1342 هـ ق.
7- چون آيت الله سيّد
محمّد علوي بروجردي كاشاني (تولّد حدود
1272 – وفات شوّال 1362 هـ ق ) در باغ
منزل خود- محلّة سلطان امير احمد- به
اقامة نماز جماعت ميپرداخته، به اين
عنوان شهرت يافته است.
8- مير سيّد نظام
الدّين آل ياسين (تولّد 1248 هـ ش- وفات
1319 هـ ش).
10- در اين سطر عنوان
«حاج سيّد آقا بزرگ» با «حاج شيخ محمود»
مغايرت دارد، احتمالاً در اين قسمت نام دو
نفر ذكر شده يكي حاج شيخ محمود نجفي
(تولّد حدود 1300 – وفات 1385 هـ ق )
فرزند حاج ملّا محمّد حسين تبريزي و ديگري
حاج سيّد محمّد مهدي از خاندان حاج مير
ابوالقاسم حسيني كه معروف به حاج سيّد آقا
بزرگ بوده ودر حدود سال 1340 هـ ق- بعد از
فوت ملّا حبيب الله شريف- درگذشته است.
بنابراين بعد از اسم «حاج شيخ محمود»
كلماتي از متن افتاده است.
11- مير ابوالقاسم
ملقّب به «آقا كوچك» (وفات 1346 هـ ق) از
خاندان حاج مير ابوالقاسم حسيني.
12- سيّد محمّدحسن (تا
شهريور سال 1308 هـ ش حيات داشته) فرزند
حاج ميرابوالقاسم حسيني (متوفّي 1281 هـ ق
) و پدر مير سيّد محمّد خان پرورش.
14- حاج ميرزا مجد
الدّين فرزند حاج ميرزا ابوالقاسم نجم
الدّين، تولّد 1253 – وفات 1343 ش
15- شيخ محمّد سليماني
(وفات 1387 هـ ق در سنّ 105 سالگي) فرزند
شيخ ابوالقاسم (شيخ آقا) و نوة شيخ عبد
الغفور معروف به شيخ العلماء (متوفّي 1321
هـ ق ).
16- آقا مهدي فاضل
نراقي (وفات 1363 هـ ق) فرزند ميرزا
ابوتراب (متوفّي 1362 هـ ق) و نوة حاج
ميرزا فخر الدّين.
1- آقا نور الدّين
يداللهي (متوفّي 1374 هـ ق؟) فرزند شيخ
محمّد مهدي بن شيخ محمّدتقي معروف به
ضرّابي و از خاندان ميرزا نصر الله امام
جمعة كاشان (متوفّي 1303 هـ ق).
2- سيّد احمد مصطفوي
(وفات 1318 هـ ش) فرزند سيّد محمّد و نوة
حاج سيّد حسين (متوفّي شب پنجشنبه نوزدهم
ذيحجّة 1296 هـ ق)
3- حاج شيخ جعفر الهي
نراقي (وفات 1370 هـ ق) فرزند حاج ميرزا
صدر الدّين احمد (متوفّي 1315 هـ ق) و نوة
حاج ملّا محمّد نراقي.
4- سيّد احمد وثوقي
معروف به ثقة الاسلام (وفات 1386 هـ ق).
5- تولّد 1007- وفات
1091 هـ ق.
6- دهة سوّم قرن
يازدهم صحيح است.
7- حاج ملّا محمّد
مهدي نراقي (تولّد حدود 1149 – وفات 1209
هـ ق).
8- آغا محمّد خان
قاجار صحيح است.
9- نجف اشرف صحيح است
و فرزندش حاج ملّا محمّد مهدي آقا بزرگ
(تولّد 1209 – وفات 1268 هـ ق) در قم
مدفون است.
10- حاج ملّا احمد
فاضل نراقي (متولّد 1185 – متوفّي 1245 هـ
ق).
1- فتحعلي شاه قاجار
صحيح است.
2- حاج ملّا محمّد
نراقي (تولّد 1215- وفات 1297 هـ ق).
3- حاج ميرزا فخر
الدّين نراقي (متوفّي 1325 هـ ق).
4- با توجّه به تاريخ
تولّد برادرانش اين مطلب صحيح نيست و در
سفر نامة اوژن اوبن (ايران امروز) سنّش
هشتاد و شش سال آمده كه آن هم نادرست است،
شايد هشتاد و شش تغيير يافتة هفتاد و شش
باشد.
5- محمّد علي شاه صحيح
است.
6- سيّد امام ضياء
الدّين ابوالرّضا فضل الله بن علي حسني
راوندي كاشاني از علماي معروف قرن ششم.
7- شيخ كمال الدّين
عبد الرزّاق (وفات 736 هـ ق).
8- اين مطلب درست نيست
زيرا شيخ محيي الدّين عربي، 98 سال قبل از
فوت كمال الدّين عبد الرزّاق درگذشته است.
9- قطب الدّين رازي
(متوفّي 766 هـ ق).
11ـ فيني صحيح است.
12- سلطان محمود بن
سلطان محمّد بن ملكشاه سلجوقي، صحيح است.
13- تاريخ وفات
انوشروان را صفر 522 هـ ق (غلط)، رمضان
532 هـ ق و دوازدهم صفر 533 هـ ق هم نوشته
اند.
4- وزارت معين الدّين
براي سلطان محمود، تنها در اينجا ديده شد
و در بعضي منابع مشاغلش را در زمان سلطان
محمّد بن ملكشاه نوشته اند و متذّكر شده
اند كه سلطان محمّد وزارت را به معين
الدّين تكليف كرد، ولي او نپذيرفت. امّا
معين الدّين وزير سلطان سنجر سلجوقي بوده
است.
5- معين الدّين بن فخر
الدّين ابوطاهر بن معين الدّين.
6- اظهار نظر مؤلف
دربارة باباافضل كه در دو جا هم آورده،
صحيح نيست و معرّفي مختصر وي چنين است:
حكيم افضل الدّين
محمّد بن حسن مرقي كاشاني معروف به بابا
افضل از عرفا و دانشمندان بزرگ است كه
مصنّفات و رباعياتش از شيوايي ويژه اي
برخوردار ميباشد. بابا افضل به سال 606
هـ ق يا اوايل قرن هفتم بدرود زندگي گفت و
آرامگاه وي در مرق كاشان است. تنها
ارتباطي كه بين خواجه نصير الدّين طوسي
(متولّد 597- متوفّي 672 هـ ق) و حكيم
افضل الدّين محمّد مرقي به اثبات رسيده،
اين است كه خواجه نصير الدّين شاگرد كمال
الدّين محمّد حاسب (از شاگردان بابا افضل)
بوده است.
8-مولانا حسن كاشي
(قرن هفتم و اوايل قرن هشتم) دربارة خود
ميگويد:
مولد من آمل و آبشخورم
مازندران از ره جدّ و
پدر نسبت به كاشان ميرود
9- متن:اي زبدة آفرينش
و پيشواي.
1- متن: ميرزا هدايت
الله.
2- مادّه تاريخ 1321
ميشود.
3- مثنويهاي «هفت
پيكر» و «ليلي و مجنون» او در سفري مفقود
شده است- مقدّمه ديوان صبا، صفحه 36
4- فتحعلي خان صبا
وزير نبوده است.
6- 1333 هـ ق در سنّ
73 سالگي.
1- تولّد 1280- وفات
1349 هـ ق.
2- ميرزا محمّد ضرّابي
فرزند ميرزا احمد صبور شاعر كاشاني، پدر
مؤتمن الاطبّاء بوده است.
3- پدر آيت الله حاج
سيّد ابوالقاسم كاشاني (متوفّي 1381 هـ
ق).
8- 1283 هـ ق در سنّ
54 سالگي صحيح است.
9- «سر قبر آقا» واقع
در جنوب تهران نزديك دروازة سابق حضرت عبد
العظيم (ع)
1- عبّاسقلي خان سپهر
(تولّد 1268- وفات 1342 هـ ق)
2- اصل: تطبع [ايرج
افشار].
3- اين رضي الد!ين
ابوجعفر محمّد نيشابوري (متوفّي 598 هـ ق)
صاحب «مكارم الاخلاق» و ديوان اشعار
اشتباه نشود.
4- كمال الدّين
اسماعيل اصفهاني (مقتول 635 هـ ق).
5- به پاورقي باباافضل
صفحه 37 مراجعه شود.
6- محمّد غفاري ملقّب
به كمال الملك (تولّد 1275 – وفات 1359 هـ
ق).
7- نام آن مرحوم محمّد
بوده است. [ايرج افشار] و ميرزا ابوتراب
نام برادر كمال الملك است كه نقّاش بوده و
به سال 1307 هـ ق در سنّ 34 سالگي در
گذشته است.
10- شايد عبد الله
خاني باشد.
11- حاج مير ابوالقاسم
حسيني (متوفّي 1281 هـ ق) از علما و فقهاي
بزرگ عصر قاجار- ساكن محلّة پشت عمارت
كاشان.
12- ديگر خانواده هاي
معروف: فيضي، غفاري، خاندان ميرزا نصرالله
امام جمعه و برادرش شيخ عبد الغفور،
خاندان حاج سيّد محمّد تقي پشت مشهدي،
نطنزي، سادات منزوي، عبد الرزّاق خاني،
خاندان ميرزا ابوالفضل طبيب (حكيم باشي)،
عامري و ...
13- برادرزادة فتحعلي
خان صبا و برادر ميرزا احمد صبور.
14- مير عماد حسني
قزويني (مقتول 1024 هـ ق)
1- ميرزا محمّد رضا
آراني متخلّص به «ابن روح»(تولّد 1265-
وفات 1328 هـ ق)
2- ملاّمحمّد آراني
متخلّص به روح الامين (تولّد حدود سال
1225- وفات 1288 هـ ق)
4- نقّاش و شاعر معاصر
مرحوم سيّد رضا خان صانعي (تولّد 13 صفر
1304- وفات ذيحجة 1406 هـ ق).
5- ميرزا محمّد خان
نديم باشي متخلّص به «خجسته» فرزند
محمّدحسين خان عندليب (متوفّي 1265 هـ ق )
و نوة فتحعلي خان صبا.
6- محمود خان ملك
الشّعراء (تولّد 1228- وفات 1311 هـ ق).
7- ناصر الدّين شاه
قاجار (جلوس 1264- قتل 1313 هـ ق)
9- اين مطلب صحيح
نيست. در تذكرة الشّعراء در شرح حال آقا
مير عبد الباقي حسني چنين آمده است: «...
آثار خيريّه اي براي خود گذاشت از جمله
... مناره اي بود براي مسجد كرسي، بسيار
زيبا كه در مسير خيابان واقع شد...» -
صفحة 190.
10- عدّه اي ديگر از
مشاهير كاشان كه نامشان در متن و پاورقي
اين رساله نيامده است:
رياضيدان معروف غياث
الدّين جمشيد (وفات 832 هـ ق )
علما: قطب الدّين
راوندي (وفات 573 هـ ق)، ملّا فتح الله
كاشاني (وفات 988 هـ ق)، ملّا محمّد علم
الهدي (وفات 1115 هـ ق) فرزند فيض، حاج
سيّد محمّد تقي پشت مشهدي (عالم و عارف-
وفات 1258 هـ ق) و ....
عرفا: شيخ عزّ الدين
محمود (وفات 735 هـ ق)، حاج ملّا محمّد
حسن نطنزي كاشاني ملقّب به «عبد عليشاه» و
متخلّص به «عبد علي» (وفات 1302 هـ ق) و
....
شعرا: ملك الشّعراء
ابوطالب كليم (وفات 1061 هـ ق)، حكيم ركنا
مسيح (وفات 1066 هـ ق )، حاج سليمان صباحي
بيدگلي (زنده در سال 1212 هـ ق)، ابونصر
فتح الله خان شيباني (وفات 1308 هـ ق) و
...
|