|
تقي (قرن دهم)

امين احمد رازي در هفت اقليم[1]
مينويسد:
«امير محمّد تقي مرواريد، جواني بود كه فلك
پير در استعداد از اقران، مثل اويي نديده و گوش سپهر، ذاتي
مستجمع تر از او نشنيده. عمرها در دكن اقامت داشته. خطّ نسخ
تعليق را در غايت عذوبت، تحرير ميفرموده. بيت:
هست در ديده من خوبتر از روي
[2]
سپيد روي حرفي كه به نوك قلمش گشت سياه
و گاه تتّبع شعر كرده اين
نوع ابيات از بحر خاطر به ساحل بيان ميآورده:
رباعي:
اشـكم كـه گـل بــاغ دل محـزون است
آهـــم كـه سمـوم را از او دل خـون است
داغي ست كه دلخراش صد فرهاد است برقي ست
كه خانه سوز صد مجنون است
هر جـا سوزي سـت آشناي دل ماست هـر
جـا دردي سـت از بــراي دل مـاست
آن شعله كه برق خـرمن مجـنون
بود جــاروب كـــش در ســراي دل مــاست
نتايج الافكار:[3]
«شيفتة نيكو تلاشي ميرتقي مرواريد كاشي كه
به خوشنويسي ممتاز عصر بوده، لهذا ملقّب به مرواريد رقم گرديد.
از موطن به بلاد جنوبيّة هند رسيده، به اعتبار به سر ميبرد و
در سخن پيرايي طبع رسا داشت. اين رباعي از او به ملاحظه
درآمده: هر جا ...»
احوال و آثار خوشنويسان:
[4]
«تقي مرواريد- مير: در صبح گلشن آمده است
كه از اهل كاشان بود و از وطن خود به هندوستان رفت و تا آخر
عمر در دكن ماند. نستعليق را خوش مينوشت.»
كاروان هند:[5]
(... مير محمّد تقي كاشي مشهور به مرواريد
– و وي نسخ تعليق را خوب مينوشتي و به غايت مستعد و خشو فهم
بودي. اين لؤلؤ آبدار از كلام اوست: (دو رباعي)- عرفات (برگ
166 )...»
در فرهنگ سخنوران[6]
سال وفات مير محمّد تقي مرواريد 993 هـ ق ضبط شده است.
1. (ج 2
ص 1025)، ج 2 ص 463 تا 464
2. از
كاروان هند : متن: روز
|