|
ميرزا محمّدتقي سپهر ملقّب
به لسان الملك فرزند ملاّ محمّدعلي بن ميرزا رفيع الدّين، از
مورّخان، اديبان و شاعران عصر قاجار است كه عمده شهرت او به
خاطر تأليف كتاب (ناسخ التواريخ) است.
ميرزا محمّدتقي به سال
1216 هـ . ق[1]
در كاشان به دنيا آمد و در اين شهر، تحصيلات خود را در خدمت
علماي بزرگي چون شيخ عبد الرّزاق كاشاني ادامه داد.
سپهر قصيدهاي در مدح
معلّم خود شيخ عبد الرّزاق دارد. كه مطلع آن, اين است:
آن كه با امر خدا ذات
وحيدش توأم است صفوة الدّين خدا شيخالشيوخ
عالم است[2]
آثار وي:
-
ناسخ التواريخ
-
براهين العجم (دربارة
قافية شعر)[3]
-
ديوان اشعار
-
آيينة جهان نما (شرح
حال علما، شعرا، سلاطين و ...)
-
اسرار الانوار (در
مناقب ائمّة اطهار عليهم السّلام بر وزن حديقة سنايي)
-
جنگ التواريخ
-
محمودة القصايد (در
مدح محمود ميرزا قاجار)
-
سپهر در روز چهارشنبه
27 ربيع الثاني[4]
1297 هـ . ق در تهران درگذشت و جنازهاش به نجف اشرف حمل و
در آنجا به خاك سپرده شد.[5]
سفينة المحمود:[6]
«سپهر … نامش آقا
محمّدتقي از شهر جنان توأمان كاشان. از حيات شريف هنوز اوّل
نصيبش هست و در مراتب و قواعد شاعري آخرين پلّة فصاحت و بلاغت
را به دست آورده.
در بدايات نظم به خواهش
ملك الشّعرا فتحعلي خان كاشاني[7]
... رو به دار الخلافة طهران نمود آن جناب در صحراي خيال صيد
افكن مضامين رنگين بوده آن از اين كامجو و اين از آن بهره ياب.
پس از وفات ملك الشّعرا دختري كه در حيات خود معزيّاليه از
دختران خويش به خطبة اين خوانده بود در عقد مزاوجت تراخي كردند
كسان او ، از اين باب كوفته خاطر گشته قطع آمد و شد با آنها
نمود . آنچه شاهزادگان عظام كردند كه شخصش را يا در دربار
پادشاهي يا در حضرت خود مقيم و نديم نمايند تن در نداد. از
آنجايي كه بابم ملاذ دانشمندان و حضرتم موقف سخن شناسان است هم
از براي ترقّي و هم از براي مدد معاش در برم بهتر از ساير
جايها گذرد رو به درگاهم نهاد، در پناه دولت خود جاي دادمش و
از زمرة جامگي خواران و سخنگويان و به منصب نديمي ممتازش
فرموديم ...
اينك از مدّت عمرش بيش از
بيست و سه چهار سال نرفته ...در فنون شاعري درست خيال، در
رياضي و خطّ تعليق با بهرة وافي ، در علم عربيّت و جفر و رمل و
اكثر علوم غريبه با نصيب كافي، در لغات عجم متتبّع ....است
...تخلّص از من دارد ...»
كنت گوبينو در كتاب سه
سال در آسيا مينويسد:
«يك شب ما در يك مجلس شام
دعوت داشتيم وجمعي از نجباي ايراني در آن مجلس بودند ...كساني
كه در اين مجلس حضور داشتند جزو طبقات اديب و فاضل ايرانيان
محسوب ميشدند و خصوصاً دو نفر از آنان كه يكي رضاقليخان و
ديگري لسان الملك سپهر ميباشند از فضلاي بزرگ و حتّي بينظير
ايران اند و من آزموده ام كه در ايران كسي به اندازة اين دو
نفر از تاريخ كشور خودشان اطّلاع ندارد .
در همان مجلس ميرزا تقي
معروف به سپهر كه از طرف ناصرالدّين شاه ملقّب به لسان الملك
شده و عموماً او را لسان سپهر ميخوانند ، حاضر بود . اين
ميرزا تقي سپهر مستوفي و مورّخ رسمي كشور مي باشد و مرد بسيار
فاضلي است . مدعوّين اروپايي اين مجلس دو نفر بودند يكي من و
ديگري مستشار سفارت فرانسه و همين كه پشت ميز شام نشستيم مقرّر
شد كه آداب و رسوم غذا خوردن از بين برود و هركس هر طور كه
راحت است غذا بخورد عدّة زيادي از مدعوّين از اين تصميم خوشحال
شدند زيرا نميتوانستند با كارد و چنگال غذا بخورند ولي در
ميان مدعوّين لسان الملك با كارد و چنگال غذا ميخورد و
مدعوّين او را تحسين ميكردند كه ميتواند با مهارت غذا بخورد.
لسان الملك سپهر نيز يكي
از بزرگترين دانشمندان ايران است . اين مرد به تنهايي و بدون
كمك و دستيار دست به كار خارقالعاده اي زده و آن اين است كه
مصمّم شده تاريخ عالم را از آغاز پيدايش بشر تا امروز بنويسد .
لسان الملك در اين كتاب عظيم[8]
نه تنها تاريخ كشور خود را خواهد نوشت بلكه ميخواهد تاريخ
تمام ملل را جمعآوري نمايد ...كسي كه ميخواهد چنين كتابي
بنويسد بايد حافظة خارق العاده داشته باشد و لسان الملك هم
داراي چنين حافظهاي است و بي اغراق من كسي را نديدم كه
حافظهاش نيرومندتر از لسان الملك سپهر باشد . چنين تاريخ عظيم
را كه تاكنون دو جلدش چاپ شده يك اروپايي به تنهايي نميتواند
بنويسد علّتش اين است كه در كشورهاي اروپايي اصول تنقيد رايج
ميباشد و حال آن كه در ايران اصول تنقيد كتاب رواج ندارد
....چنين كاري را در اروپا سه هزار دانشمند هم نميتوانند
بدون عيب و نقص به سامان برسانند.
لسان الملك تنها يك مورّخ
نيست بلكه مثل بسياري از فضلاي ايراني شعر هم ميگويد و از
فصحاء و بلغاء محسوب ميشود . لسان الملك در تدوين احكام رسمي
كه عموماً به نام فرمان ميخوانند خيلي ورزيده و استاد است.»[9]
مختصر جغرافياي كاشان :[10]
«سپهر مؤلَف ناسخ التواريخ
ـ ميرزا محمّدتقي لسان الملك متخلّص به «سپهر» پس ملاّ علي از
طايفة ضرّابي ، يكي از بزرگترين مورّخين و ادبا و شعراي ايران
است. به اين واسطه در دربار دولت به مقام عالي رسيد . دورة
ناسخ التواريخ را به اتمام رسانيد . در قوانين شعر ، براهين
العجم را نوشت . طرف توجّه سلاطين ايران و پادشاهان هند بود .
ولادت آن مرحوم در سنة 1216 در كاشان ، وفاتش در سنة 1297 در
طهران است . در نجف اشرف مدفون شد . مادّه تاريخش «ميرزا تقي
سپهر لسان الملك» ميباشد.»
پسران وي :
-
ميرزا هدايت اللَه
-
ميرزا عبّاسقليخان
نگاه كنيد به:
-
تاريخ كاشان، ص 382 تا
383
-
از صبا تا نيما، ج
اوّل ص 189 تا 191
-
تذكرة الشّعراء امامت
، ص 162 تا 166
-
ريحانة الادب ، ج 5 ص
129 تا 131
-
الماثر و الاثار ، ص
187 تا 188 ، ج اول ص 254
-
مجمع الفصحاء ، ج 2
بخش اول ص 494 تا 568
-
كارنامة بزرگان ايران
، ص 376 تا 377
-
روزنامة ايران ، ج 2 ص
1672 (خبر وفات سپهر )
-
نگارستان دارا ، ص 87
تا 88
-
مصطبة خراب ، ص 82 تا
84
-
مجلَة يادگار ، سال
پنجم شمارة اوّل و دوَم ، ص 96
-
روزنامه شرف ، 1307 هق
نمرة 73
-
لغت نامة دهخدا ج 8 ص
11848
-
سبك شناسي ، بهار ، ج
3 ص 367
-
فرهنگ فارسي معين ، ج
5 ص 731
-
حديقه الشّعراء ، ج
اول ص 742 تا 746
2. سپهر قصايدي در
مدح فقيه بزرگ زمان خود حاج ملاّ احمد فاضل نراقي
دارد:
نونهال مهدي آخر
زمان احمد كه گشت دين احمد زو قوي
پي همچو شكّر ني در آب
3.
براهين العجم به كوشش دكتر سيّد جفعر شهيدي- انتشارات
دانشگاه تهران 1351
4.
المآثر و الآثار: هفدهم ربيع الثاني
5.
مكارم الاثار ، ج 2 ص 580 تا 592
7.
اوّلين قصيده اي كه سپهر سروده در مدح فتحعليخان صبا
بوده و مطلع آن اين است:
موكب بهمن نماند
گر كه به خورشيد تاب غم مخور اي خوب چهر, خيز و
برافكن نقاب
8.
ناسخ التّواريخ
9.
به نقل از شرح حال رجال ايران, ج 3 ص 319 تا 321
|