|
سيّد امام ضياء الدّين
ابوالرّضا فضلالله حسني راوندي فرزند علي بن عبيدالله، از
فقها و محدّثين بزرگ شيعه در قرن ششم است كه در كاشان سكونت
داشت و به تدريس، تأليف و ارشاد خلق ميپرداخت.
استادان وي:
-
شيخ ابوعلي طوسي
-
ابوعلي حدّاد
-
ابوجعفر نيشابوري
-
ابوالفتح بن ابوالفضل
اخشيدي
-
سيّد ابوالصمصام
ذوالفقار بن محمّد مروزي
-
ابن شهر آشوب
مازندراني
-
محمّد بن حسن طوسي
(پدر خواجه نصيرالدّين )
-
شيخ منتجبالدّين رازي
و …
[1]
-
و …
آثار راوندي:
-
ديوان اشعار به عربي
-
النّوادر
-
ضوء الشهاب في شرح
الشهاب[2]
-
مقاربة الطيّبة الي
مقارنة النيّه
-
الاربعين في الاحاديث
-
نظم العروض للقلب
المروض
-
الحماسه ذوات الحواشي
-
الموجز الكافي في علم
العروض و القوافي
-
ترجمة العلوي
للطبّالرضوي
-
كافي در تفسير
-
ادعيّةالسرّ
[3]
پسران سيّد ابوالرّضا:
كه از فقهاي روزگار
خود بوده اند.
سيّد ابوالرضا تا حدود سال
560 در قيدحيات بوده است. مدفن اين سيّد جليل القدر در خيابان
باباافضل كاشان است.
مؤلّف كتاب النّقض
مينويسد:
«و كاشان بحمدالله و منّه
منوّر و مشهور بوده هميشه و هست به زينت اسلام و نور شريعت و
قواعد آن از مسجد جامع و ديگر مساجد با آلت و عدّت و مدارس
بزرگ چون مدرسة صفويّه و مجديّه و شرفيّه و عزيزيّه با زينت و
آلت و عدّت و اوقات و مدرّسين چون امام ضياء الدّين ابو الرّضا
فضلالله بن عليّالحسيني[4]
عديم النّظير در بلاد عالم به علم و زهد و غير او از ائمّه و
قضات و كثرت فقهاء و مقرّبان و مؤذّنان و عقود مجالس و تربيت
علماء سلف چون قاضي ابوعلي و اولادش چون قاضي جمال ابوالفتح و
قاضي خطير ابومنصور حرسالله ظلّهما و در او صلحاي بيمر و
حاجيان بيعدّ و عمارت مشهد امام زاده عليّ بن محمّد الباقر (ع)
به باريكرسف[5]
است كه مجد الدّين فرموده است در آن حدود با زينت و عدّت و آلت
و رونق و نور و بركات و اوقاف بسيار و آن را همة سلاطين و ملوك
و امراء و وزراء خريدار و معتقد و غير آن و مانند اين كه همه
را دلالت است بر صفاي ايمان و نزهت طاعت مؤمنان كاشان
عمرهالله بالعدل و التّوحيد و قبول الرّسالة و اثبات العصمة.)[6]
در كتاب مفاخر اسلام آمده
است:
«ضياء الدّين ابوالرّضا،
سيّد فضلالله راوندي كاشاني، در شمار نوابغ بزرگ و فقهاء و
محدّثين و ادباي نامي شيعه و در عصر خود يگانة روزگار خود بوده
است ....
شيخ منتخب الدّين رازي، از
دانشمندان عصر كه خود شاگرد او بوده در فهرست مينويسد:
سيّد امام ضياءالدّين
ابوالرّضا فضلالله بن علي حسني راوندي كاشاني، علاّمه زمان
خود بود و جمع كرده بود ميان علوّ نسب و كمال فضل و حسب، او
استاد پيشوايان عصر بود. او راست تصنيفاتي كه از جمله: ضوء
الشهاب في شرح الشهاب ...
محدّث نامي شيخ حرّ عاملي
پس از نقل سخن منتخب الدّين رازي، ميگويد:
و نيز از تأليفات او كتاب
الكافي در تفسير است كه علاّمه حلّي آن را در اجازة بني زهره
آورده ...
حافظ فقيه ابوعبدالله
عبدالكريم بن محمّد سمعاني مروزي شافعي دانشمند معروف در كتاب
گرانقدرش «انساب» كه معروف به انساب سمعاني است ...
دركلمة
قاشان مينويسد:
چون به كاشان رسيدم دو روز
توقّف نمودم. مردم آنجا شيعه هستند. به ملاقات گروهي از علما و
فضلاي آنجا نايل گشتم. از جمله به زيارت سيّد فاضل ابوالرّضا
ضياء الدّين فضلالله بن علي علوي حسني راوندي رفتم.
هنگامي كه به در خانهاش
رسيدم و لحظه اي بر در خانه ايستادم تا بيرون آمد، ديدم كه بر
بالا و دو طرف در خانهاش اين آية شريفه كه نمايانگر پاكي طينت
و پارسايي اوست نوشته شده است: انَّما يُريدُ الله ليُذهبَ
عَنكُمُ الرَّجسَ اَهلَ البَيت وَ يُطَهّركُم تَطهيراً)[7]
چون با وي ملاقات نمودم او
را بيش از آنچه دربارهاش شنيده بودم يافتم. قسمتي از احاديث
را از او شنيدم و چند قطعه از اشعارش را يادداشت كردم. از جمله
اين ابيات از شعرش را به خطّ شريفش براي من نوشت.
هل لك يا مغرور من
زاجر او حاجز عن جهلك الغامر
امس تقضي و غدالم
يجيء واليوم يمضي لمحة الباصر
فـذالك العـمر كذا يـنقضي
مـا اشـبه المـاضـي بالغابر
و نيز ابو عبدالله محمّد
شافعي معروف به عماد الدّين اصفهاني و عماد كاتب … در كتاب
مشهورش خريدة القصر و جريدة العصر …
ضمن توصيف بسيار و ستايش زيادي كه از سيّد عاليقدر نموده و نسب
و ادب و شرافت گذشتگان او را ستوده و از علم و فضل و مقبوليت
وي در نزد عموم سخن گفته و قسمتي از اشعار نغزش را آورده است
مينويسد:
وي دانشمندي با مهابت و
جلال بود. بالبداهه شعر ميسرود، سخنش روان، وعظش نافذ, در
اصول و فروع شرع توانا، خوش خط و نيكو حظ بود. تصنيفات بسيار
در علوم گوناگون دارد. واعظي است كه اقبال خلق به وي روزي
گرديده و فاضلي است كه مال دنيا به سوي او روي آورده است.
سپس خصال او را در حسن خط
و رأي صائب و تسلّط در انشاء و نويسندگي و سعي در بزرگداشت و
پرورش اهل فضل، همانند ابن مُقله و ابو اسحاق صابي و ابن عميد
و صاحب بن عَبّاد دانسته و ميگويد: در سال 533 كه شهر كاشان
دچار بدبختي بود و روزگار سختي را ميگذرانيد و افراد دور و
نزديك به دشمني با يكديگر برخاسته بودند، به ديدن وي توفيق
يافتم.
من در آن موقع خردسال و از
كسان و وطن دور بودم. برادرم كه از من كوچكتر بود نيز با من
بود. پدرم ما را به يكي از دوستانش از مردم كاشان سپرده بود و
ما هم يك سال در كاشان مانديم. موقعي كه به مكتب ميرفتيم از
طرف مدرسة مجديه آمد و رفت ميكرديم. در آن زمان اين سيّد
بزرگوار در مدرسة مزبور موعظه ميكرد و مردم براي استماع وعظش
بدانجا روي ميآوردند و از بيانات وي بهرهمند ميگشتند.
سپس ما به اصفهان مراجعت
كرديم و از آن پس به بغداد رفتيم و چون دو سال بعد به اصفهان
برگشتم با فرزند وي كمال الدّين احمد كه در اصفهان بود ملاقات
نموده و ميان ما دوستي و الفت گرمي بر قرار گرديد و به واسطة
فضل بسيار وي و قرب جواري كه با هم داشتيم رفيق و مأنوس گشتيم.
…
در عصر ضياء الدّين راوندي، مجدالدّين ابوالقاسم عبيدالله بن
فضل بن محمود كاشاني[8]
كه از مردان نيك سرشت و دوستدار دانشمندان و خود نيز مردي فاضل
و پارسا و خير انديش و بانفوذ بود، مدرسة باشكوهي بنا كرد و
ضمن تعيين ماهانه براي محصّلين و طلاّب آن، منصب توليت و تصدّي
تدريس آن را به سيّد بزرگوار تفويض كرد.
با اين كه در آن زمان،
مدارس بسياري در كاشان وجود داشته و علماي بزرگي در آنها به
تدريس و تعليم و تربيت فضلا اشتغال داشتند، مع الوصف هيچكدام
آوازه و موقعيت مدرسه ضياءالدّين سيّد فضلالله راوندي و شخص
او را پيدا نكردند.
دانشمند نامي سيّد علي خان
كبير در كتاب الدرجات الرفيعه مينويسد:
«مدرسة بزرگ وي در روي
زمين نظير نداشته، بسياري از علما و فضلا و زهّاد در آن سكونت
داشتهاند …»[9]
محمّدتقي دانشپژوه در
معرّفي «نسخهاي ديرينه و كهن از نهج البلاغه»[10]
ميگويد:
«نهج البلاغه، به نسخ
عبدالجبّار بن الحسين ابي القاسم فراهاني در روز چهارشنبه 19 ج
1 / 553 نزد ضياء الدّين تاج الاسلام ابي الرّضي فضلالله بن
علي بن عبيدالله حسني ادام الله ظلّه كه در روستاي جوشقان
راوند جاي گزيده بود، از روي نسخة نوشتة خود او را در نيمة روز
پنجشنبه ج 1 يا 2 سال 554 كه نويسنده ميگويد شنيدهام كه كسي
آن را بَر وي ميخوانده است....
خصائص الائمّة الاثني عشر،
از رضي كه در آغاز فضل الله بن علي حسيني[11]
ابي الرّضا راوندي در ذق 555 گواهي مينويسد به خطّ خود كه آن
را شيخ رئيس الولد وجيه الدّين فخر العلماء ابو علي عبدالجبّار
بن الحسين ابي القاسم الحاج الفراهاني خومجاني بَر من خوانده و
من آن را از شيخ خود ابوالفتح اسماعيل بن الفضل بن احمد اخشيد
سراج از ابوالمظفّر عبدالله بن شبيب از ابوالفضل خزاعي از رضي
روايت دارم…)
نگاه كنيد به:
-
ديوان
السيّد الامام ضياءالدّين ابي الرّضا الحسنيّ الرّاونديّ
القاساني، به تصحيح سيّد جلال الدّين محدّث ارموي
-
يادمان سيّد
ابوالرّضا راوندي، كانون انديشة جوان سپهري، كاشان
-
تاريخ
كاشان، ص 279
-
مجالس المؤمنين، ج اوّل ص 514 تا 515
-
ريحانة
الادب، ج 4 ص 9 تا 11
-
لباب الالقاب، ص 64
-
صهباي سخن, ص
66
-
نشرية انجمن ادبي صبا، شمارة 3 خرداد 1339، ص 2 تا 11
-
فرهنگ فارسي معين، ج 5 ص 578
-
النّوادر، تحقيق و ترجمه احمد
صادقي اردستاني[12]
-
روضات الجنّات، ج 6 ص 311 تا 314 و 449 تا 451
-
رياض
العلماء، ج 4 ص 451 تا 466
-
تاريخ اجتماعي كاشان، ص 64تا 65
-
لمعة النّور و الضّياء في ترجمة سيّد ابي الرّضا، آيت الله
سيّد شهاب الدّين مرعشي نجفي
1.
استادان و شاگردان راوندي، مفاخر اسلام، ج 3 ص 464 تا
465
2. «محدَث عاليقدر
حاج ميرزا حسين نوري مينويسد: علاّمه مجلسي در بحار
الانوار گفته است: كتاب ضوء الشهاب كتابي شريف و مشتمل
بر فوايد زيادي است. كه كتب خاصّه و عامّه فاقد آن
است.» ـ به نقل از مفاخر اسلام
3. به نقل از
روضات الجنَات، مفاخر اسلام و مقدّمه ديوان راوندي
4. حسني صحيح است.
5.
متن: ببار گزر
7. بخشي از آيه
33 سورة احزاب
8.
راوندي اشعار زيادي در مدح وي دارد.
9. مفاخر اسلام، ج
3 ص 453 تا 466
10. مجموعة
رامپور هند (عكس 7046 دانشگاه تهران)- مجلّة
آينده، سال ششم، شماره هاي 9- 12 ص 855 تا 857
12. به نقل از
آينة
پژوهش، شمارة 55 و 56 ص 137
|