بخشهای اصلی

محتویات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خانه>بزرگان کاشان>صباحي بيدگلي (وفات 1213 هـ..ق)

 

  صباحي بيدگلي (وفات 1213 هـ..ق)

 

حاج سليمان صباحي بيدگلي فرزند عبد الهادي, از شعراي معروف قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم است, وي با آذر بيگدلي و سيّد احمد هاتف اصفهاني معاصر بود و با آنان دوستي و ارتباط داشت.

از حوادث تلخ زندگي شاعر, درگذشت همسر و فرزندانش در اثر زلزلة سال 1192 هـ . ق است كه در كاشان و اطراف آن روي داد و در اين مورد صباحي تركيب‌بندي در مرثية خانوادة خود دارد, كه با اين بيت آغاز مي‌شود:

گلرخانم بي سبب از من برآشفتند باز                رخ ز من يكبارگي اين بار بنهفتند باز

صباحي مدّتي در شيراز اقامت داشته و در آنجا انجمني تأسيس كرده بود كه عدّه‌اي از شاعران آن روزگار در جلسات آن شركت مي‌كردند.[1]

صباحي به سال 1213 هـ . ق درگذشت[2]  و در زادگاهش بيدگل به خاك سپرده شد.

 

آتشكدة آذر:[3]

«صباحي, جواني است فرشته سيرت, آدمي‌وش و همزباني است صحبتش دلنواز و دلكش و رفيقي است شفيق و صديقي است خليق. طبعش سليم و اسمش سليمان و با نهايت شكستگي درست پيمان. از اهالي قرية بيدگل من اعمال كاشان است و در ريعان عمر به طواف بيت‌اللّه الحرام مشرّف و گوش پند نيوشش به جواهر نصايح صاحبان اخلاق مشنّف. در اويل سن به تحصيل كمالات شايق و در فنون نظم به همگنان فايق و اكثر اوقات با من انيس و تخلّص از حقير دارد...»

 

گلشن مراد:[4]

«صباحي, اسم شريفش سليمان, اصلش از قرية بيدگل من اعمال دارالمؤمنين كاشان. آن جناب در فنّ شاعري يگانه و زبدة خلاصة سخنوران زمانه بود. همچنان كه در فنّ شاعري بي بديل بود در علم رياضي نيز ضرب‌المثل بودند. ساحت ضميرش منبع معاني و پيراية فكر بكرش فصاحت سحباني.

بزرگ و كوچك اين طبقه او را سرخيل سخنوران مي‌دانستند و در هر انجمني از عقد مسلسل منظومات فصاحت آياتش مُرسله‌ها به گردن شاهد تعريف مي‌بستند؛ زيرا كه در فنّ قصيده‌گويي, كه از اهمّ مشكلات شاعري است, بر همگنان لواي تفوّق افراشته و از متأخّرين احدي در آن فن قدم در عرصة برابري او نگذاشته بود و همچنين در فنّ مرثيه گويي نيز طبعش را كمال اعتلا و جمهور سخن‌سنجان و عبارت فهمان اگر در آن شيوه محتشم ثاني‌اش خوانند, بجاست.

خلاصه آن زبدة شاعران سخنور در اوان شباب پا به دايرة نظم گذاشته و سمت شاگردي جناب اَفصح‌الفُصَحا آذر بيگدلي شاملو را داشت. در اين ايّام به طواف بيت‌اللّه احرام مشرّف گرديده و بعد از مراجعت از آن سفر, قصايد غَرّا در سلك نظم كشيده....»

 

تحفة العالم:[5]

«حاجي سليمان صباحي بيدگلي, بيدگل يكي از ديهات معمورة كاشان و به خوبي آب و هوا شهرة دوران است. وي را جودت طبع و استقامت سليقه آن به كمال و در شاعري قدوة امثال و به معارف ذوقي خبير و در سخنوري و سخن سنجي بي‌نظير بود. از بدايت حال به شعر و شاعري عَلَم و از موزونان ديگر و شعراي ديگر پاي كم نبود. شيرين مقال و در قصايد و تاريخ و صنعت لفّ و نشر مرتّب و قطعه‌بند بيهمال بود. در عتبات عرش درجات با او صحبت داشته‌ام.[6] صحبت و مجلس آرايي او دلپذير و در اشعار عاشقانه با اعاظم شعرا هم صفير است. نساخته و وارسته مزاج و پيوسته به خوشوقتي و ابتهاج به سر مي‌برد. قصايد بسياري در مدح ائمّة هدي و مرثيه‌اي نيكو در تعزية سيّدالشهداء در جواب مولانا محتشم كاشي دارد. چندي قبل فوتش مسموع شد, رحمة اللّه عليه. ديوانش به قدر چهار هزار بيت به يادگار است....»

 

زينة المدايح:

«صباحي اسم آن جناب سليمان از اجلّة اعاظم و اشراف بيدگل من حومة كاشان است. قدسي صفات و ملكي اخلاق مي‌بود و در فنّ شاعري يگانة آفاق شاعري است به فضايل و خصايل آراسته و رياض اخلاقش از خس و خار صفات ذميمه پيراسته به اغلب علوم رسميّه مربوط و در فنّ رياضي سرآمد فضلاي عهد خود بود و در عنفوان شباب به طواف بيت‌اللّه الحرام مشرّف و درك ثواب زيارت ائمّة اثنا عشر عليهم صلوات‌اللّه الملك‌الاكبر نموده؛ تمامت عمر مشغول به تحصيل مراتب دانشوري و سخن گستري بوده و اكثر شعراي عهد از جنابش استفادة قواعد سخن سنجي و ضوابط نكته راني مي‌نمودند. سالهاست كه شاعري به آن فصاحت و استادي به آن بلاغت زبان به شعر و شاعري نگشوده است...»

 

سفينه المحمود:[7]         

«صباحي، اسمش سليمان، در قرية بيدگل كاشان متولّد، در دارالمؤمنين نشو و نما يافته، در علم رياضي نصير عراق و در رسوم شاعري از ماعداطاق بوده. در نيمة عمر طواف بيت الله روزيش، هم به وطن خود عود نمود. به آذر بيگدلي در كمال خلطه و اتّحاد و نهايت دوستي و وداد بودي، قصايد بنام هم عنوان نموده‌اند و گوي مضامين در وصف يكديگر از ميدان شاعري ربوده‌اند. از فحول شعراي معاصرين است.

در روزگار يك هزار و دويست و هفت داعي حق را لبّيك، به جنان شتافت. سحاب تاريخ وفاتش را قطعه‌اي گفته كه مادّه اين است:

غرض كلك سحاب از بهر ضبط سال تاريخش             رقم زد «آه كز ملك فصاحت شد سليماني[8]...»

 

نگاه كنيد به:

  • ديوان صباحي بيدگلي، به تصحيح پرتو بيضايي به اهتمام عبّاس كي‌منش «مشفق»

  • ديوان صباحي بيدگلي به كوشش احمد كرمي

  • حديقة الشّعراء، ج 2 ص 988 تا 995

  • تذكرة انجمن خاقان، ص 534 تا 551

  • تذكرة اختر، ص 120 تا 122

  • برگي از دفتر كوير، ميثم نمكي آراني، ج اوّل ص 41 تا 68

  • ريحانة الادب، ج 3 ص 412 تا 413

  • مجمع الفصحاء، ج 2 بخش 2 ص 813 تا 826

  • نگارستان دارا، ص 214 تا 215

  • تاريخ كاشان، ص 38 و 462 تا 463 تعليقات

  • مشاهير كاشان، ص 86 تا 88

  • سيماي كاشان، ص 193 تا 195

  • شرح حال رجال ايران، ج 2 ص 118

  • دويست سخنور، ص 318 تا 321

  • درّ درياي دري، ص 255 تا 256

  • فرهنگ فارسي معين، ج 5 ص 980 تا 981

  • نتايج الافكار، ص 427 تا 428

  • مكارم الاّثار، ج 2 ص 312 تا 314

  • گنج سخن، ج 3 ص 161 تا 165

  • لغت نامة دهخدا، ج 5 ص 7419 تا 7420


 

1. انجمن‌هاي ادبي شيراز, حسن امداد, ص 53 تا 57

2. آينة پژوهش, شمارة 68 ص 85 ـ مقالة عبداللّه موحدّي محب

3. (ص 531 تا 578), ص 388 تا 401

4. ص 416 تا 424

5. ص 221 تا 225

6. مير عبداللطيف خان شوشتري

7. ج 2 ص 426 تا 434

8. صباحي تا سال 1212 هـ. ق در قيد حيات بوده (با توجّه به اشعارش) و قبل از 1216 (پايان تأليف تحفةالعالم) در گذشته است.

 

    کلیه حقوق مطالب فوق متعلق به سایت کاشان کتاب میباشد.

 

خانه>بزرگان کاشان>صباحي بيدگلي (وفات 1213 هـ..ق)

 

 

خانه | درباره ما | تماس با ما | جستجو | نقشه سایت | مرکز فروش

کتابخانه | گالری تصاویر | آثار تاریخی | مقالات | نسخه های خطی | مولفین | بزرگان

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز کاشان شناسی کاشان کتاب میباشد.

طراح و اجرا: GoogleA4.com  میزبانی از دکتر هاست www.DrHost.ir