|
فتحعلي خان صبا فرزند آقا
محمّد ضرّابي, از شعراي بزرگ روزگار قاجار است كه در حدود سال
1179 هـ..ق در كاشان به دنيا آمد. وي در زادگاهش به تحصيل علوم
و فنون پرداخت و در شعر و شاعري, شاگرد حاج سليمان صباحي
بيدگلي بود و تخلّص خود را از جزء نخستين كلمة صباحي گرفت؛ صبا
قصايدي در مدح استاد خود دارد:
صفوت صبح است يا صفاي
صباحي طلعت مهر است يا لقاي صباحي
آثار صبا:
-
ديوان اشعار (چاپ
شده) شامل:قصايد, تركيببند, ترجيعبند, غزليّات, قطعات,
رباعيّات و مثنويهايي از قبيل: مقالات شاهنشاهي, رسالة
خلاصهالاحكام در بارة شكوك و احكام نماز, عبرتنامه,
مثنوي در بارة انجمن شاعران و گلشن صبا
-
مثنوي خداوندنامه
-
مثنوي شهنشاه نامه
(چاپ شده)[1]
صبا ملكالشّعراء دربار
فتحعلي شاه قاجار بود. وي در سال 1238 هـ..ق درگذشت.
زينهالمدايح:
«صبا, اسمش فتحعلي خان...
از اعاظم و اشراف دارالمؤمنين كاشان است. نديمي است شيرين زبان
و مصاحبي است فصيح بيان, بزم منادمت را بي صحبت غمزدايش زيبي
نه و محفل مصاحبت را بي سخنان شيرينش زينتي نه. در بستن مضامين
عاليه قادر و در فنون شاعري ماهر است. طرز كلامش خجلت ده فصحاي
پيشين و طور سخنش سرمشق شعراي معاصرين. در بدو دولت ابد مدّت
شهنشاه گيتيپناه قطعهاي در تاريخ جلوس ميمنت مأنوس به رشتة
نظم كشيده, به عرض اقدس رسانيد, نظر به سخن شناسي و قدرداني
خسرو ممالك ستان به منصب ملكالشّعرايي سرافراز و به اين وسيله
از همگنان ممتاز گرديد, چندان كه به وصّافي و مدّاحي اين دولت
ابد مدّت, عندليب خاطرش رطباللسان و طوطي ناطقهاش عذبالبيان
آمد. چون از فحواي مقال و وجنات احوالش علامت صداقت و راستي
ظاهر و آيت ارادت و درستي باهر بود, مرحمت خسروانهاش شامل حال
شده به حكومت دارالامان قم و كاشان و احتساب ممالك محروسه و
كليدداري آستانة مقدّسة حضرت معصومه عليها التحيّة والثّنا
مفتخر و مباهي گرديد. همّت شاهانه به اين هفت منصب نيز اكتفا
ننموده, در صلة هر قصيده به انعامي تازه بهرهمند و در ازاي هر
قطعه به جوايز بياندازهاش خورسند ميسازد....»
گريبايدوف ـ سفير روس در
دربار ايران ـ ضمن سفرنامة خود, به تاريخ 1819 ميلادي برابر با
1234 هـ . ق مينويسد:
«فتحعلي خان شاعر كه در
حدود شصت سال دارد, مردي است مؤدّب و متواضع و خوش صورت, آهسته
سخن ميگويد و دوست دارد كه نقل و حكايت كند. شاه به پاداش يك
قصيده, مشتي الماس در دهانش نهاد.»[2]
تذكرة دلگشا:[3]
«صبا, اسم شريفش فتحعلي
خان... از بزرگزادگان كاشان است. در اوايل حال و اواخر دولت
زنديه, چند سال در دارالملك شيراز, ساكن و بعد از آن به كاشانة
كاشان رفته و در خدمت خاقان فلك پاسبان, كمال اعتبار يافته, به
لقب رفيع ملكالشّعرايي از همگنان امتياز جست, چندي حسبالامر
اقدس شاهنشاهي به حكومت قم و كاشان, مباهي آمد و چون انتظام
مهامّ ولايت كه لازم حكومت است باالتزام دربار خلافت مدار,
منافي و اشتغال به مشاغل حكمراني و وصول و ايصال وجوه ديواني,
مانع از مدحت سرايي و فوات آن, با هر گونه خدمتي بلا تلافي
بود, از آن خدمت, بالضّروره, استعفا نمود و به التزام دربار
خاص , شرف اختصاص يافت.
... قريب به دويست هزار
بيت شعر در هر فن از فنون شاعري گفته, صحبتش سرماية فرح و سرور
بود و در اكثر صنايع شعري صاحب تسلّط. در سنة هزار و دويست و
سي و هفت, جهان فاني را وداع و رخت به سراي باقي كشيد...»
سفينهالمحمود:[4]
«صبا, آفتاب فلك سخن و زيب
انجمن شعر است. مهتر و بهتر موزونان سلف و خلف و استادان
روزگار به استاديش معترف....
وقتي حضرت شهرياري را از
ملك دارالسّلطنة طهران عزيمت تفرّج كاشان كه وطن مألوف آن
سخندان است اتفّاق افتاد, از اتّفاقات حسنه و نيك اختري اين
پريشان هم در حضور بودم هم به اقتضاي الطاف باطني و غلام نوازي
مرا هم حكم به التزام ركاب و مأمور در خدمت مستطاب فرمودند....
بعد از ورود به كاشان و پس از رسيدن به آن سامان به فاصلة چند
روزي, روزي ملكالشّعرا را به كام دل احضار حضور و بيگانه از
صحبت را دور كرده قصايد از طرفين خوانديم و در صحّت و سقم كلام
بسي سخن رانديم. مرا از جناب آن از عدد ابيات سؤال رفت و مقدار
شمار پرسش افتاد آنچه او بر من در آن روز حساب آورد و جواب گفت
سيصد هزار بيت معلوم گشت. از هر سياق شعري دارد...
در بعضي از صنايع و بدايع
نيز استاد بود در نقّاشي بسيار صاحب وقوف و شيرين قلم بود. يك
چند به امر پادشاهي حاكم كاشان كه موطن اوست و چندي هم كليد
داري حضرت معصومه با او بود....
به عادت جاري كه خاصّة همه
و عرض عامّ است در سال هزار و دويست و سي و هشت روان پاكش در
منزل قرب آسود و جسمش در خاك نهان گشت. به رعايت خدمات او و
زحمات نسبت بر احوال قطعهاي در تاريخ فوتش انشا كردم كه جزاي
خدمات كرده شود انشاءاللّه تعالي....
اي دريـغـا كـه مـنكسف
گـرديــد مهر تابان
آســــــــمان سخن ....
حيف و صد حيف از صبا كش
طبع بود درياي بيكــــــران
سخن ...
گفت «محمود» بهر
تاريخــــــش «حيف شد از
جهان, جهان سخن»
1238
نگارستان دارا:[5]
«... طراز جامة نظم صبا به
طرز فصحاي قديم نقش بسته و خود از امراء كلام است كه بر صدر
ديوان سخنوري نشسته... از مبادي عمر عزيز عهدي متمادي در نادي
الفت و صحبت با آذر و هاتف و صباحي گذرانيده, شيوة بستن نظم و
اداي مضمون سحر نمون از آن زمرة ذوفنون تتبّع كرده....
ملكالشّعرا از دربار
داراي ملك آرا هر روز قابل مكرمتي و شامل مرحمتي ميشد. يك چند
به حكومت قم و كاشان به علاوة احتساب ممالك محروسه و كليدداري
معصومة قم منصوب گشت. چون تقلّد مهام ولايت به التزام دربار
خلافت منافي بود و مشغولي از اين گونه خدمات عايق ثناگستري و
مدح سرايي مينمود, از مهامّ كاشان استعفا جسته, به التزام
دربار حضرت اعلي سر به ايوان كيوان سود....
در پايان كار سال عمرش
قريب به شصت بود كه در شهور سنة هزار و دويست و سي و چهار[6]
رخت رحلت بربست و به جوار احرار و رحمت پروردگار پيوست....»
تاريخ كاشان:[7]
«مرحوم فتحعلي خان
ملكالشّعراء المتخلّص به صبا كه از بدو دولت آقا محمّد شاه[8]
الي اواخر دولت فتحعلي شاه.... علاوه بر منصب مدحتگري و
ثناگستري كه زياده از سيصد هزار بيت از مدايح و اشعار او ثبت و
ضبط است همواره به مناصب خطيره و خدمات عمده و القاب عالية
اميرالامرايي و غيره كه در آن جزو زمان از آن بزرگتر نبود و
حكومتها و ايالتهاي ده دوازده سالة چندين ولايت مفتخر و مباهي
بوده...[9]
او را دو غصن برومند بود:
اوّل محمّدحسين خان ملكالشّعراء... دوم محمّدقاسم خان[10]
نايب اوّل وزارت دول خارجه....»
«در سنة هزار و دويست و سي
و هفت مرحوم و در نجف اشرف مدفون است.»[11]
حديقه الشّعراء:[12]
«ملكالشّعرا صباي كاشي,
اگرچه از فحول شعراست, ولي در زمرة وزرابل نمرة امرا هم نام
برده ميشود ... اسمش فتحعلي است و مسقط الرأسش خطّة كاشان و
از اعزّة آن سامان. تحصيل علوم ادبيه را به خوبي كرده و در
شاعري شاگردي مرحوم حاجي سليمان بيگ صباحي را اختيار نموده و
به حسن تربيت او گوي مسابقت از اقران ربوده....»
تذكرة خوشنويسان:[13]
«فتحعلي خان كاشاني... خطّ
تعليق را نيك نگاشت و شكسته را شيرين تحرير نمود و از صنعت
نقّاشي بهرة وافي داشت....»
نگاه كنيد به:
-
ديوان اشعار
ملكالشّعراء فتحعلي خان صبا, به تصحيح محمّدعلي نجاتي
-
از صبا تا نميا, ج
اوّل ص 20 تا 28
-
شعر در عصر قاجار, ص
19 تا 37
-
تذكرة اختر, ص 116 تا
118
-
گلشن صبا, با مقدّمة
ملكالشّعراء بهار و به اهتمام حسين كوهي كرماني
-
تذكرة انجمن خاقان, ص
145 تا 271
-
مكارم الآثار, ج 4 ص
1075 تا 1078
-
مختصر جغرافياي كاشان,
ص 39 تا 40
-
ريحانةالادب, ج 3 ص
411 تا 412
-
مجمعالفصحاء, ج 2 بخش
2 ص 826 تا 915
-
رياضالعارفين, ص 444
تا 448
-
دويست سخنور, نظمي
تبريزي, ص 309 تا 314
-
شرح حال رجال ايران, ج
3 ص 73
-
حماسه سرايي در ايران,
دكتر ذبيح اللّه صفا, ص 370 تا 371 و 385 تا 386
-
مصطبة خراب, ص 106 تا
108
-
درّ درياي دري, ص 258
تا 259
-
فرهنگ فارسي معين, ج 5
ص 980
-
تاريخ ادبيّات فارسي,
هرمات اته, ص 66 و 202
-
نبيذ كهن در ساغر سخن,
ص 28 تا 42
-
تاريخ ادبيّات ايران
از صفويّه تا عصر حاضر, ادوارد براون, ص 272 تا 273
-
سبك شناسي, بهار, ج 3
ص 312 و 348
-
گنج سخن, ج 3 ص 181 تا
186
-
لغت نامة دهخدا, ج 9 ص
13084 تا 13085
1. مثنويهاي «هفت
پيكر» و «ليلي و مجنون» فتحعلي خان در سفري مفقود شده
است. (مقدّمة
ديوان صبا, ص 36)
2. از صبا تا
نيما, ج اوّل ص 22
5. ص 40 تا 46
6. صحيح نيست.
8.
منظور, آقا محمّد خان قاجار
9. « حكومت قم و
ساوه و نراق و كاشان و حدود جوشقان قالي و نطنز الي
اصفهان» ـ تاريخ كاشان, ص 325
10. متخلّص به
«فروغ» ـ وفات 1290 هـ. ق
|