|
حاج ملاّ محمّدحسين فرزند
حاج ملاّ احمد نطنزي در سال 1235 هـ . ق در كاشان ديده به جهان
هستي گشود. وي تحصيلات خود را نزد پدر و برادرش ميرزا ابوتراب
و حاج سيّد محمّدتقي پشت مشهدي و ديگر بزرگاني كه بيشتر آنان
شاگردان جدّ مادريش حاج ملاّ احمد فاضل نراقي بودند، در مدرسة
سلطاني كاشان و خارج از آن به پايان رسانيد.[1]
حاج ملاّ محمّدحسين از
علما و مراجع بزرگ عصر قاجار و حاكم شرع كاشان[2]
و مدرّس مدرسة سلطاني[3]
بود و به حجّة الاسلام شهرت
داشت.
وي در 22 ربيع الثاني سال
1322 هـ . ق در اثر بيماري وبا درگذشت و آرامگاهش مقابل بقعة
ملاّ محسن فيض قرار دارد. مؤلّف مادّه تاريخ وفات وي را «آيت
الله حاج محمّدحسين بن احمد نطنزي كاشاني»= 1322 يافته است.
آثار به جاي ماندة او
بدين قرار است:
-
حاشيه بر تهذيب شيخ
بهايي در نحو
-
الفوائد در نحو[4]
-
شرح و ترجمة مقالة
عاشرة اصول اقليدس در هندسه به فارسي[5]
-
رساله عمليّه در احكام
فقه (در سال 1313 هـ . ق به چاپ رسيده)[6]
در كتاب المآثر و الآثار
آمده است:
«حاج مولي محمّدحسين مجتهد
كاشاني ملقّب به حجّة الاسلام كه در فقاهت و رياضيّات يد طولي
دارد.»[7]
آيت الله محمّد غروي
كاشاني فرزند حاج ملاّ محمّدحسين است.
نگاه كنيد به:
-
تاريخ كاشان، ص 304 تا
305
-
العندبيل، ص 170 و 216
-
لغت نامة دهخدا، ج 6 ص
7963 تا 7964
-
كاشان در آيينة گذشته
و حال، ص 99
-
گنجينة دانشمندان، ج 6
ص 253
-
آثار تاريخي كاشان و
نطنز، ص 342 تا 343
-
رياضيدانان كاشان، ص
19 تا 21 و 26 تا 27
-
كشكول امامت، ج اوّل ص
137 تا 138 و ج 2 ص 293
-
زندگي نامة آيتالله
غروي كاشاني، ص 20 تا 23
-
مقدّمة ديوان
عبدعليشاه، ص 57 تا 59، 28 و 30
-
روزنامة ايران، ج 4 ص
2756
-
شرح احوال و آثار ملاّ
مهدي نراقي ... و خاندان ايشان، ص 442 تا 444
1. طرايق الحقايق،
ج 3 ص 404
2. زندگي نامة
آيت الله غروي ص 22- توضيح آن كه امر قضا و حاكميت شرع
كاشان بعد از وفات دايياش حاج ملاّ محمّد نراقي
(متوفّي محرّم 1297) بر او مقرّر گرديد.
3. مقدَمه ديوان
عبد عليشاه، ص 58- بزرگان كاشان، ج اوّل ص 253
4. ملاّ محمّدحسين
اين دو رسالة
كوجك را در سالهاي نخستين تحصيل نوشته است. (ملكي
مؤلّف )
5. اين اثر به
كوشش محمود اخوان مهدوي و با هزينة
دكتر وحيدة غروي در دست چاپ است.
6.
در مقدّمة رساله وي به قلم حاج ميرزا محمّد
نطنزي چنين آمده: «... بعد از آن كه در ساير علوم و
حكم مدّتي صرف عزائم وهمم نمود و بيشتر فضايل و فواضل
را محكم و استوار فرمود و از فقه الله الاكبر كه حكمت
الهي و عالم عقلي است روز بپرداخت و مدّتي هم در
مقدّمات علم شرع و دين و احكام شريعت سيّد المرسلين
اشتغال و اجتهاد فرمود و ردّ فروع و اصول نمود تا در
اين معني هم از همگنان گوي مسابقت ربود. آنگاه بر خود
لازم ديد كه براي تقليد مردم عوام و تهي مايه كه رتبه
و پاية دانش تكليفات دينية
خود ندارند صورت فتوي و اجتهاد خويش را رساله اي آغازد
و نامه اي پردازد كه مردم در راه دين بدان عمل كنند...
علي هذا مسائل طهارت و صلوة را كه اهمّ وسائل نجاح و
نجات است از روي تأليفات خويش كه به زبان تا زيان
نگاشته به پارسي ترجمه فرمود و به عبارتي وجيز و بليغ
و لفظي نيكو و روان كه شنونده را خوش آيد و خواننده را
دلنشين و دلكش نمايد و خواص و عوام بهره يابند و خرد و
بزرگ از آن روي نتابند در اين اوراق زيور نگارش و
گزارش بخشود و روزه و زكوة و خمس و حج را نيز بر آن
افزود. اميدوار است كه مردم دين پژوه از ديدن و خواندن
آن بهره ور شوند.
|