|
محمود منشي شاعر تواناي
معاصر در سال 1302 هـ .ش در كاشان قدم به عرصة هستي نهاد. پدرش
حسينعلي منشي از شعراي صاحب شهرت بود. محمود نخست در تحت تربيت
پدر پرورش يافت و همراه با اين تربيت از محضر ميرزا حسن ناصري
دايي پدر خويش كسب فيض كرد و كم كم به رموز و فنون ادب فارسي و
هنر شاعري آشنا شد و به تكميل آن پرداخت با درگذشت ناصري،
محمود در خدمت آيت الله حاج ميرزا مجد الدّين نراقي كه در
ادبيّات صاحب نظر بود بهرة وافي برد.
محمود منشي خود مينويسد:
«روزگاري نيز كه مرحوم
خالصي زاده- طالب ثراه ـ در شهر كاشان به سر مي برد، نزد وي به
تكميل قواعد صرف و نحو پرداختم و از تلاميذ حلقة درس تفسير آن
شادروان به شمار ميبودم.)[1]
شاعر از سال 1323 هـ .ش مقيم تهران شد، امّا هيچ گاه رابطه خود
را باز زادگاهش كاشان نگسست و شاهد اين سخن، اشعار غرّايي است
كه دربارة اين شهر سروده است.
پس از اقامت در تهران، با
اغتنام فرصت و آشنايي با «مير اسماعيل يزداني سبزواري» بهرة
معنوي و علمي بسياري برد و از خرمن فضايل وي خوشهها چيد.
منشي با پذيرفتن عضويت
هيئت تحريرية روزنامة «كانون» به جمع نويسندگان حرفهاي پيوست
و اين آغاز نويسندگي تا پايان عمر وي ادامه يافت و نتيجة اين
زحمات آثار منثوري است كه برخي از آنها انتشار يافته و بعضي
ديگر به طبع نرسيده است.
محمود از سال 1347 هـ .ش
عضو فرهنگستان شد و تا سال 1361 هـ .ش اين عنوان را داشت و
همچنين سالي چند، استاد هنرستان عالي موسيقي بود و در مادّة
«ريتم شعر فارسي» تدريس ميكرد و در ضمن سرپرستي مجلّة «هفت
هنر» به عهدة او بود.
فراهم آورندة «دفتر شعر
دري» غلامحسين رضا نژاد «نوشين» زبان و سخن منشي را در قصيده
چنين بيان ميكند:
«زبان منشي در بين قصيده
پردازان نيم قرن اخير نه كم نظير، كه به حق بي نظير است، زيرا
در ترتيب قصيده و نظم سخن، روان تر و صاف تر از چشمه ساران
بهاريست و در ميان معاصران- كه همة آنها را به خوبي ميشناسم و
آثارشان را خواندهام ـ سخنوري را سراغ ندارم كه در استادي و
مهارت و تسلّط بر كلام دري، با منشي همسري و برابري كند، چه
رسد كه از او سبقت گيرد.»[2]
منشي گذشته از آن كه در
قصيده سرايي تخصّصي ماهرانه داشت، در نويسندگي نيز چيره دست
بود و در نثر، كلامي استوار و فصيح داشت، چنان كه دو اثر
معروفش «سلام بر حسين» و «صادق آل محمّد»[3]
شاهد صادقي بر اين مدّعاست.
نوشين دربارة نثر او
ميگويد:
«در ميان همة نويسندگان
معاصر، بي هيچ شايبة اغراق و مبالغه، نثر منشي از حيث ايجاز و
اختصار و ساده نويسي از عالي ترين امتياز برخوردار است. دليل
اين امر، حدود نيم قرن همكاري با مطبوعات كشور و كسب تجارب و
تحصيل آزمونهاي فنّي بود، كه به جز آن استاد كمتر كسي بدان دست
يافت ...»[4]
منشي نسبت به ائمّة دين عليهم السّلام اخلاصي فراوان داشت و در
مدح و منقبت آنان قصايدي بلند و بليغ سروده است.
وي در شعر «محمود» تخلّص
ميكرد و در برخي از قصايد خود از آن بهره جسته است و اين بدان
جهت بود كه پدرش حسينعلي منشي، تخلّص «منشي» را اختيار كرده
بود.
وفات محمود منشي در تهران
به تاريخ دي ماه 1364 هـ .ش اتّفاق افتاد و پيكرش به كاشان حمل
گرديد و در مقبرة خانوادگي پدرش در مزار دشت افروز به خاك
سپرده شد.
آثار وي:
-
سلام بر حسين
-
صادق آل محمّد
-
دفتر شعر دري (ديوان
اشعار)
-
معيار شناسي در شعر
فارسي
-
كاشان و ادبيّات
-
كتاب گمشدگان (شرح
حال)
-
سرگذشت (مجموعة
داستان)
-
واژهنامة بسامدي
اشعار شهيد بلخي
-
واژهنامة بسامدي
ديوان منوچهري دامغاني
-
واژهنامة بسامدي
منظومة «ويس و رامين»
-
واژهنامة
گرشاسبنامة اسدي طوسي با همكاري دو تن از پژوهشگران
فرهنگستان زبان
-
واژهنامة ديوان ناصر
خسرو
-
واژه نامة اشعار
ابوشكور بلخي
-
واژههاي همكرد در
اشعار نظامي با همكاري يكي از محقّقان فرهنگستان
-
ويرايش واژهنامة
بسامدي رسالة «معيار العقول»
-
ويرايش واژهنامة
«جوديّه»
-
ويرايش «رگ شناسي»
بوعلي سينا
-
واژههاي معرّب «منتهي
الارب»، «صراح اللّغة»، «فرهنگ جهانگيري» و «برهان قاطع »[5]
نگاه كنيد به:
1.
دفتر شعر دري، ص 78 مقدّمه
3.
بهترين كتاب سال شناخته شد و برندة جايزة
سلطنتي گرديد.
4.
دفتر شعر دري، ص 86 مقدّمه
5.
دفتر شعر دري، ص 80 تا 81 مقدّمه
|