|
ملك الشّعراء طالب كليم
كاشاني كه او را «خلاّق المعاني ثاني» خواندهاند از شعراي
بزرگ قرن يازدهم هجري است. كليم در روزگار جواني رهسپار هند شد
ولي پس از چند سال به ايران بازگشت.
وي دو سال بعد دوباره عازم
هند گرديد و به دربار شاه جهان پيوست و عنوان ملك الشّعرايي
يافت. شهرت كليم در غزلسرايي اوست امّا در سرودن قصيده و مثنوي
و ديگر اقسام شعر نيز مهارت داشت.
آثار او:
تذكرة نصرآبادي:[1]
«ابوطالب كليم، عندليبي
است كه به نغمات رنگينش گل، گوش نهاده، يا طوطيي است كه به
ترانه هاي شكر ريزش نرگس، چشم نهاده، گوي مسابقت از اقران
ربوده، در كمال آرام بود. اصلش از همدان است، امّا چون دركاشان
بسيار بوده به كاشي شهرت دارد چنانچه خود گفته: «زنهار مگوييد
كليم از همدان نيست» به هند رفته، به خدمت عاليجاه «شاه
نوازخان» ميبوده، بعد از فوت او به گلكنده رفته به خدمت
عاليجاه «ميرزا محمّد امين ميرجمله» بوده در سنة 1028 به عراق
آمده دو سال مانده به هند رفته در خدمت شاه جهان نهايت قرب به
هم رسانيده پادشاهنامهاي كه مشتمل بر حالات آن پادشاه است به
نظم در آورده به انعامات سرافراز ميگرديد امّا او تمام را صرف
فقرا ميكرده. در آخر كوفتي به هم رسانيده رخصت توطّن كشمير
يافته، ماهيانهاي به جهت او تعيين شد و در آنجا فوت شد. اشعار
او از مثنوي و غيره قريب به بيست و چهار هزار بيت ميشود. فقير
او را خلاّق المعاني ثاني گفته ام ...»
نگاه كنيد به:
-
كليّات طالب كليم
كاشاني (2 جلد) به تصحيح مهدي صدري
-
ديوان ابوطالب كليم
كاشاني به تصحيح حسين پرتو بيضايي
-
ديوان ابوطالب كليم
همداني، به تصحيح محمّد قهرمان
-
گلچيني از غزليّات
كليم كاشاني، به تصحيح محمّد وارسته و عليرضا نسايي
-
تاريخ ادبيات در
ايران، ج 5 بخش 2 ص 1170 تا 1181
-
كاروان هند، ج 2 ص
1175 تا 1187
-
سبك هندي و كليم
كاشاني (گردباد شور جنون)، شمس لنگرودي
-
صيّادان معني، محمّد
قهرمان، ص 249 تا 313
-
مجمع الفصحاء، ج 2 بخش
اوّل ص 90 تا 92
-
دويست سخنور، ص 536 تا
539
-
آتشكدة آذر، ص 252 تا
253، (ص 47 تا 51)
-
منتخب اللطايف، ص 340
تا 341
-
درّ درياي دري، ص 248
-
فرهنگ فارسي معين، ج 6
ص 1597
-
نتايج الافكار، ص 601
تا 605
-
سرو آزاد، ص 77 تا 81
-
گنج سخن، ج 3 ص 92 تا
101
-
لغت نامة دهخدا، ج 11
ص 16336 تا 16337
1. (ص 327 تا
331)، ص 220 تا 223
|