در آتشكده آذر[1]
مسطور است:
«خواجه جلال وركاني – وركان قريهاي
است از قراي جوشقان من اعمال اصفهان، خلف خواجه
شهابالدّين است. در فنّ نظم از ظهيرالدّين فاريابي تربيت
يافته و مدّاح سلاطين اتابكيّه است و از شعراي مقرّر قزل
ارسلان و در شعر شناسي و خوش صحبتي مسلّم اهل زمان و در
صنعت انشاء و تحرير مناشير عبارات خوب آوردي. مدّتي در
تبريز ساكن و از آنجا به خراسان رفته در خدمت شيخ نجم
الدّين كبري سالك طريقة فقر و عرفان گشته از مريدان او شد
و بعد از مراجعت در عراق[2]
در سنة 604 به وطن معهود شتافته.
تذكرة روز روشن:[3]
«جلال – خواجه جلالالدّين، ابن خواجه
شهاب الدّين متوطّن وركان از اعمال جوشقان بود و به خدمت
ظهير قاريابي زانوي تلمذته (؟) نموده و نزد بعضي نامش جمال
الدّين است. او راست: مگر كه شوكت سلطان گل ...»
تاريخ نظم و نثر:
[4]
«جلال الدّين وركاني از شاعران دربار
سلجوقيان روم بوده و اشعاري از او در مدح پادشاهان اين
سلسله در دست است. وي از واعظان معروف زمان خود بوده و در
فقه و تفسير و حديث دست داشته است.»
با توجّه به الذّريعه (ج
ص
199) ميرزا محمّدعلي سنگلاخ خبوشاني خراساني، ديوان خواجه
جلال را ديده است و همچنين در تذكرة خلاصة الاشعار- نسخة
خطّي كتابخانة فخر الدّين نصيري اميني- از صفحة 174 تا 197
شرح حال و اشعار جلال الدّين وركاني نقل شده است.[5]
يادآوري:
بيشتر تذكره نويسان وركان را به
اشتباه دركان نوشته اند.
1.
ج 3 ص 928 تا 929، (ص 174 چاپ شهيدي)
5.
به نقل از مقدّمة مونس الاحرار، ج 2 ص 8