|
افضل الدّين محمّد بن
حسن مرقي كاشاني معروف به بابا افضل از عرفا، حكما،
نويسندگان شاعران قرن ششم و اوايل قرن هفتم است كه در
نگارش نثر فارسي دستي قوي داشت و در سرودن رباعي عارفانه
استاد بود.
آثار بابا افضل:
-
ديوان اشعار
-
المفيد للمستفيد
-
ساز و پيراية
شاهان پرمايه
-
منهاج المبين
(رساله در علم و نطق)
-
مدارج الكمال
-
عرض نامه
-
جاودان نامه
-
ره انجام نامه
-
مبادي موجودات
نفساني
-
ترجمة رسالة نفس
ارسطو
-
ترجمة رسالة تفاحة
ارسطو
-
زجر النفس يا
ترجمة ينبوع الحياة
-
مختصري در حال نفس
-
ايمني از بطلان
نفس در پناه خرد
-
تقريرات و فصول
مقطّعه
-
مكاتيب و سؤال و
جواب با منتخب الدّين هر اسكاني، شمس الدّين محمّد
دزواكوش، مجد الدّين محمّد عُبيد الله و تاج الدّين
محمّد نوشآبادي
-
منتخب كيمياي
سعادت امام محمّد غزالي
-
جامع الحكمة
آرامگاه بابا افضل در
روستاي مرق كاشان است.
دكتر ذبيح الله صفا
دربارة وي مينويسد:
«بزرگترين فيلسوف اين
عهد (= قرن هفتم و هشتم) كه بايد او را بازماندة روزگار
پيشين دانست خواجه افضل الدّين محمّد بن حسن مرقي كاشاني
معروف به بابا افضل است كه نسب تعليم خواجه نصير الدّين
طوسي از يك راه يعني از راه تعلّم در نزد كمال الدّين
محمّد حاسب، از شاگردان افضلالدّين كاشاني، بدو مي رسيد
...
كارهاي افضل الدّين از
چند باب شايسته تحقيق و مطالعة دقيق است. نخست آن كه او با
نگارش رسالات متعدّد شيواي خود به زبان فارسي يا با ترجمة
بعضي از رسائل فلسفي بدين زبان و با ورود در مباحث مختلف
حكمي و جستجوي اصطلاحات روان و سهل و گنجانيدن آنها در
عبارات مستحكم كه هم جنبة معني و هم جانب لفظ در آن به
كمال است، سودمندترين كار را براي بخشيدن ارزش حكمي بدان
كرده است و قيمت كار او بر اثر وسعت و اشتمال آن بر مباحث
منظّم مختلف از ارزش كارهاي فيلسوفان پارسيگوي پيشين كمتر
نيست. ديگر آن كه او فيلسوفي مدرسهاي و متوقّف در عقايد
پيشينيان و متحجّر در اصطلاحات و گفتارهاي آنان نيست بلكه
مبتكر و صاحب نظر و گاه تأويل كننده و راه جوينده به حقايق
جديد يا توجيهات تازه است و حتّي انديشههاي حكمي او از
كتاب و رساله تجاوز ميكند و به تقريرات و نامههاي او و
به اشعارش ميرسد و اين نشان ميدهد كه در واقع مرد
انديشندهاي است كه پيوستگي انديشههاي خود را همه جا حفظ
ميكند و فقط به درس و وسايل درس يعني كتاب و رساله انحصار
نميبخشد. ديگر آن كه او در ضمن تحقيقاتش بسيار به آيات
استناد و اشاره ميكند و در آنها چنان كه بحثهاي وي اقتضا
مينمايد به تأويلات و توجيهات دست مي زند...»[1]
«... خواجه افضل
الدّين محمّد بن حسن بن حسين مرقي كاشاني معروف به بابا
افضل از مشاهير حكما و شاعران و نويسندگان ايران در اوايل
قرن هفتم هجري است. وي مردي پر انديشه و صاحب طبع مستقيم و
ذوق سليم و وسعت مشرب وسعَت صدر و در نثر و نظم، خاصّه در
نثر، از جملة رجال مشهور و معروف تاريخ ايران است ...
اهميّت خواجه درنثر
پارسي بسيار است زيرا او از جملة افراد نادري است كه ميان
علما و حكماي ايران توانسته است مطالب حكمي و عرفاني را در
سطوح بالا با رواني كلام و سادگي آن و در همان حال با
اصطلاحات و عبارات فارسي ساده و قابل فهم به نگارش آورد.
از اين راه خواجه توفيق يافته است كه به جاي بسياري از
تعبيرات و اصطلاحات عربي مفردات و تركيبات پارسي به كار
برد امّا در اين باره تعصبي هم نورزيد و هر جا كه احساس
دشواري و صعوبتي در اين باره نمود از تعبيرات متداول در
ميان علما استفاده كرد و نتيجة اين كار فراهم آمدن مقدار
زيادي از اصطلاحات علمي و فلسفي پارسي و يا متداول در
پارسي است كه در كمال سهولت و رسايي معني است.»[2]
نگاه كنيد به:
-
رباعيّات بابا
افضل كاشاني به تصحيح سعيد نفيسي
-
مصنّفات افضل
الدّين محمّد مرقي كاشاني به تصحيح مجتبي مينوي و يحيي
مهدوي
-
ديوان و رسالة
المفيد للمستفيد حكيم افضلالدّين محمّد مرقي كاشاني
(بابا افضل) به تصحيح مصطفي فيضي، حسن عاطفي، عبّاس
بهنيا و علي شريف
-
جامع الحكمة،
ويراستة محمّدتقي دانش پژوه
-
هفت اقليم، ج 2 ص
449 تا 452، (ج 2 ص 1010 تا 1012)
-
لغت نامة دهخدا، ص
60 تا 61 مقدّمه و ج 3 ص 3278 تا 3279
-
تاريخ ادبيّات در
ايران، ج 3 بخش اوّل ص 426 تا 434
-
دانشنامة جهان
اسلام حرف ب، جزوة اوّل ص 31 تا 39, مقالة عبّاس زرياب
-
مجمع الفصحاء، ج
اوّل بخش اوّل ص 357 تا 359
-
تاريخ كاشان، ص
439 تا 442 و 562 تا 563 تعليقات
-
آتشكدة آذر، ص 246
تا 247، (ص 23 تا 26)
-
كشكول امامت، ج 2
ص 94 تا 101
-
تاريخ نظم و نثر،
ج اوّل ص 145
-
منتخب اللطايف، ص
32 تا 33
-
رياض العارفين، ص
265 تا 267
-
نتايج الافكار، ص
27 تا 29
-
مونس الاحرار، ج 2
ص 977 تا 979 و 1040 تا 1041
-
تاريخ ادبيات
فارسي، هرمان اته، ص 140
-
سبك شناسي، ملك
الشّعراء بهار، ج 3 ص 162 تا 165
-
گنجينة سخن، ج 4 ص
10 تا 16
-
مرصاد العباد، ص
552 تا 553 توضيحات دكتر محمّد امين رياحي
1.
تاريخ ادبيّات در ايران, ج 3 بخش اوّل ص 250 تا
252
2. تاريخ
ادبيّات در ايران ج 3 بخش 2 ص 1182 تا 1187
|