|
تاريخ الوزراء:[1]
«استاد شرفالدّين نوشيروان بن خالد،
رحمهالله به بغداد مقيم بود، مترشّح وزارت. چون شمشير بود
كه در غلاف مهيب باشد، نه چون تقويم كهن بود كه به كاري
نيايد. دُرّي بود در صدف روزگار. بساط كار او جهت صيانت در
نوشته بودند. عنكبوت باشد، كه او را پيوسته عمل بود. عزل
او رنج فصد بود، كه از پس آن صحّت تمام باشد. ياقوت را آتش
زيان ندارد. خورشيد بود، كه در زبر ابر هميشه نماند ...
نوبت وزارت او چون هلال نو شد. در عمل
و عزل، عزيز بود. باز چون بسته باشد، آرايش دست ملوك بود،
چون بپرد، در صيد او فوايد بسيار باشد ...
از دارالخلافة مقدّس فرمودند كه سلطان
مسعود وزارت بر وي مقرّر فرمايد. در خدمت به ظاهر دارالملك
همدان آمد. موسم دولت او تازه شد. مستند وزارت را كه وداع
كرده بود. بر وفق مراد و امار بازديد. قد خميدة كار او ،
چون قد چمندة سرو سهي راست آمد ...
از وزارت او همه كس را امان و امن بود.
از علم چون بر سر شمشير ونيزه نباشد. نترسند. به سماك رامح
كس مجروح نشود.
عنايت ازلي دليل و قايد او بود. فهرست
مفاخر آمد. از لقاء و مفاوضت او مردم را استبشار و روح
بود. شكلي مقبول داشت. فاضل و عالم و ورع و متّقي و نقي
الجيب بود.
وزارت اميرالمؤمنين مستر شد را و وزارت
محمود را و وزارت سلطان مسعود را مباشرت نمود ...) ابن
الفواطي در تلخيص مجمع الادب في معجم الالقاب در حرف ميم
(ص 654 )گفته:
«معين الدّين شرف الدّولة ابونصر
نوشروان بن خالد بن محمّد الفينيّ
[2]
القاشيّ الوزير- قد تقدّم ذكره في كتاب الشين و كان مولده
بالرّي في الثاني عشر من شهر رجب سنة تسع و خمسين و
اربعمأته؛ و تنقّلت به الاحوال الي أن ولي الوزارة للسلطان
مغيث الدّين محمود بن محمّد بن ملكشاه, في جمادي الاخرة سنة سبع عشرة و خمسمائة و
قدم معه بغداد و استوطنها و عزل عن الوزارة ثم أعيد اليها
في رجب سنة احدي و عشرين و عزل في شهر ربيعالاوّل سنة
ثمان و عشرين وأقام معزولاً مكرماً في داره بالحريم الي أن
توفّي ثاني عشر صفر سنة ثلاث و ثلاثين و خمسمائة و له
تصنيف و شعر»[3]
تجارب السّلف:[4]
«خواجه انوشروان بن خالد، اصل او را از
كاشان و از افاضل و اعيان روزگار بود و وزارت خلافت و
سلطنت سلجوقي كرد و ابن اثير جزري مورّخ گفته است خواجه
انوشروان از وزارت استعفا خواست سلطان آن اجابت رد كرد و
باز فرمود كه وزير باشد. انوشروان به كراهتي تمام به ديوان
رفت و باز به وزارت مشغول شد و شيخ ابو محمّد قاسم بن علي
حريري بصري ... كتاب مقامات به نام او ساخت ... و غالب
احوال او به مخالطة افاضل و علماء گذشتي و در كاشان مدرسة
نيكو ساخت و كتابهاي بسيار بر آن مدرسه وقف كرد و املاك
همچنين و كتاب نفثة المصدور في فتور زمان الصّدور و صدور
زمان الفتور با اين نامك كوتاه از مصنّفات اوست و در سنة
اربع و سبعين و ستّمايه (674 ) كه اين ضعيف و هو مصنّف
الكتاب حكومت كاشان داشت به نيابت برادر خويش مرحوم
سيفالدّوله امير محمود عفي الله عنه، آن مدرسه و كتابخانه
معمور بود امّا اكنون كه ماه محرّم است سنة اربع و عشرين و
سبعمايه (724) شنيدم كه آن مدرسه خراب شد و كتابخانه بر
افتاد ... گويند ارّجاني شاعر عزم سفري داشت از وزير خيمه
خواست وزير زر بسيار به او داد و گفت خيمهاي چنان كه تو
خواهي بخر. ارّجاني به شكرانة آن مكرمت اين دو بيت گفت:
للّه درّ ابن خالد رجلاً
أحيا لنا الجود بعد ما ذَهَبا
سألته خيمة ألوذُ بها
فـبرّني مـل خيمة ذَهَــبا
و گويند نوشروان تواضع بسيار كردي و هر
كه درآمدي جهت او برخاستي ...
و گويند ميان انوشروان بن خالد و
ابوالقاسم زينبي دشمني عظيم بود و هر دو وزارت ميكردند
اتّفاق افتاد كه زينبي معزول شد و انوشروان به استقلال به
وزارت رسيد مردم چنان كه عادت باشد به او تقرّب مينمودند
و مثالب زينبي ميگفتند...
انوشروان در عين وزارت و صدارت از جهان
درگذشت سنة اثنين و ثلثين و خمسمايه (532)، زينبي باز
وزارت يافت و در مجلس او نيز مردم مذمّت انوشروان ميكردند
...»
نسائم الاسحار:[5]
«الوزير الامام العلاّمة شرف الدّين
انوشروان بن خالد الكاشي، خورشيد فلك وزارت و جمشيد ملك
صدارت و علاّمة وزراي دهر و يگانة كبراي عصر بود، در فضل و
ادب و تبحّر به لغات عرب بارع و در ديگر اقسام علوم معقول
و منقول اعلام آن را فارع و بر جادّة تقوي و امانت و عفاف
و صيانت مستمر و از تهوّر و تجبّر و نخوت و تكبّر محترز،
سلطان مسعود بن محمّد، وزارت را به جمال فضايل و فواضل و
كمال و مفاخر و مآثر او مشرّف فرمود و بر نيكوترين وجهي
هفت سال مباشرت اين شغل نمود؛ فأمّا به سبب امساك و فرط
تواضع رياض جاه و منصبش به قطرات و رشحات زيادت ابّهت و
شكوه طراوتي نپذيرفت و رنگ و بوي تمكين از وي دور بود صورت
و شكلي مقبول و هنر و فضلي موفور داشت و از مفاوضه و
محاوره و لقا و مشاهدة او مردم را استبشار و استرواح حاصل
ميآمد و تواضع و فروتني او به مثابهاي بود كه در صدر
ديوان جهت كمتر كسي قيام تمام فرمودي ...
روزي جمعي از نوّاب با او سفاهت و
جلافت[6]
كردند، با او گفتند تا چند از اين بي حميّتي؟! جواب داد كه
چهل سال است تا من در حمايت اين بي حميّتيام، لاجرم به
واسطة اين نوع حلم و تحمّل از وزارت سه پادشاه محمود بن
محمّد و خليفه المستر شد بالله و سلطان مسعود بن محمّد،
سالم بيرون آمد و حتف انه در نيكو نامي وفات يافت و در
مرثية او گفتند:
بَـقيتَ وَلا زَلـَّت بـكَ
النـَّعلُ إنـَّني
فَقَدتُ اصطباري بَعدَ
فَقَد ابن خالد
فَتَي عاشَ مَحمُودَ المَساعي
مُمَدّحاً وَ مـاتَ نَـقيّ الجَيب
جمَّ الـمَحامد
كتاب نفثة المصدور في صدور زمانالفتور
و فتور زمانالصّدور ساختة اوست و امام ابوالقاسم الحريزيّ
البصري كتاب مقامات به نام اين وزير تصنيف كرده و در
ديباچه آنجا كه مينويسد:
فَاَشارَ إلَيَّ مَن إشارَتُه حُكمّ وَ
طاعَتُهُ غنم, اشارت بدوست.»
دستورالوزراء:[7]
«شرفالدّين انوشيروان بن خالد الكاشي،
در اقسام فضل و هنر و ادب و تبحّر در لغات عرب يگانه
روزگار بوده و بسياري از اوقات شريف را در مطالعة علوم
معقول و منقول صرف نموده، بر جادّه شرع و تقوي و امانت
مدّت العمر ثبات قدم ورزيد و با وجود علوّشان هرگز پيرامن
عجب و نخوت نگرديد.
چند گاه به وزرات سلطان محمود بن
ملكشاه رفته، مدّت هفت سال ديگر علم وزارت برافراشت. امّا
به واسطة بخل و حسد و كثرت تواضع و فروتني رياض جاه و
منصبش هرگز به رشحات شوكت و ابّهت طراوت و نضارت نپذيرفت و
وفور خفّت و عدم تمكينش به مثابهاي بود كه در صدر ديوان و
مسند وزارت از براي همه كس بيتحاشي قيام مينمود ...»
مجالس المؤمنين:[8]
«شرف الدّين انوشيروان بن خالد بن
محمّد القاشاني الفيني ... او مردي عاقل، مهيب عظيم
الخلقه، كريم [و] شيعي مذهب بود و حريري كتاب مقامات را به
اشارة او به اسم او نوشته و در مدح او قصايد دارد و در
پانصد و سي و يك وفات يافت ...»
تاريخ ادبيات در ايران:[9]
«انوشروان بن خالد، وي از كبار
نويسندگان و مؤلّفان قرن ششم و از مشاهير وزراء سلاجقه
است. ولادت او به سال 459 در كاشان اتّفاق افتاد و در سال
517 به وزرات محمود بن محمّد بن ملكشاه رسيد و با او به
بغداد رفت و در آنجا سكونت اختيار كرد و بعد از چندي در
آخر سال 526 وزرات السمتر شد عبّاسي يافت و به سال 528 از
اين مقام معزول شد و همچنان در بغداد بماند تا در 532
بدرود حيات گفت. وي روزگار خود را بيشتر در آميزش با علما
و ادبا ميگذراند و كتابخانهاي در كاشان ترتيب داده بود
كه تا سال 674 باقي بود. ابومحمّد قاسم بن علي حريري بصري
مقامات خود را به نام و به تشويق و تحريض همين وزير نوشته
است. انوشروان كتابي در تاريخ سلاجقه دارد كه به طبع رسيده
است.»
نگاه كنيد به:
-
آثار الوزراء، ص 259 تا 260
-
هفت اقليم ج 2 ص 448 تا 449، (ج 2
ص 1009 تا 1010)
-
مختصر جغرافياي كاشان، ص 37
-
تاريخ نظم و نثر، ج اوّل ص 118 تا
119 و ج 2 ص 727
-
ديوان راوندي، ص 15 تا 19، تعليقات
ص 249 تا 251
-
ديوانسالاري در عهد سلجوقي، كارلا
كلوزنر، ترجمة يعقوب آژند، ص 168 (فهرست اعلام)
-
زبدة الآثار ، محمّد علي طبري، ص
410
-
رياض العلماء، ج اوّل ص 129
-
تاريخ اجتماعي كاشان، ص 58 تا 59
2.اهل
فين كاشان بوده است.
3.ديوان
راوندي، تعليقات ص 250
6.
از آثار الوزارء- متن: خلاقت
|