|
نجمالدّين ابوبكر محمّد بن علي بن
سليمان بن محمّد راوندي از مورّخان بزرگ قرن ششم و هفتم
است و كتاب راحةالصّدور و آيةالصّدور[1]
در تاريخ آل سلجوق اثر معروف اوست.
راوندي شرح حال خود را در راحةالصّدور
آورده كه خلاصة آن چنين است:
«در خردي پدرش بدرود حيات گفت و خاندان
او به سبب قحط اصفهان به سال 570 تهيدست شدند چنان كه
محمّد در كنف رعايت خال خود تاج الدّين احمد بن محمّد بن
علي الراوندي از فاضلان بزرگ روزگار كه در انواع علوم شرعي
و ادبي سرآمد بود, درآمد و مدّت ده سال در خدمت او بود و
عيون شهرهاي عراق را بپيمود و در اين مدّت در خدمت خال خود
علوم شرعي و ادبي و خط را بياموخت و هفتاد گونه خط را ضبط
كرد و از استنساخ مصاحف و تذهيب و تجليد آنها كه خوب فرا
گرفته بود, كسب ميكرد و از اين راه كتب علمي به دست
ميآورد و بر مشايخ و علماء روزگار ميخواند و اجازة روايت
ميگرفت. در سال 577 كه سلطان طغرل بن ارسلان را هوس علم
خط افتاد, خال ديگر محمّد يعني محمود بن محمّد راوندي به
استادي سلطان انتخاب شد و مصاحفي كه سلطان مينوشت محمّد
آنها را تذهيب ميكرد و بدين طريق از مقرّبان درگاه شده
بود و بسياري از بزرگ زادگان در خدمت او و خالان او تلمّذ
ميكردند. بعد از آن كه طغرل بن ارسلان در سال 590 به قتل
رسيد و بساط دولت آل سلجوق برچيده شد؛ راوندي از عراق به
بلاد آسياي صغير روي نهاد و در خدمت غياثالدّين كيخسروبن
قلج ارسلان (588 ـ 607) از سلاجقة آسياي صغير درآمد و راحة
الصّدور را كه از مدّتي پيش به تأليف آن شروع كرده بود در
سال 599[2]
به نام او تمام كرد...»[3]
توجّه حافظ به شعر راوندي:
سرت سبز و دلت خوش باد جاويد
حـسـودان تـو را خـذلان گـرفته[4]
ابوبكر راوندي
سرت سبز و دلت خوش باد جاويد
كه خوش نقشي نمودي از خط يار[5]
حافظ شيرازي
نگاه كنيد به:
-
مونسالاحرار في دقائقالاشعار, ج
2 ص 1217 تا 1218
-
مشاهير كاشان, ص 56
-
گزيدة راحة الصّدور.... به كوشش
دكتر جعفر شعار
-
تاريخ نظم و نثر, ج اوّل ص 145
-
گنجينة سخن, ج 3 ص 74 تا 80 فرهنگ
فارسي معين, ج 5 ص 578
-
مجموعة مقالات و اشعار استاد بديع
الزّمان فروزانفر, عنايتاللّه مجيدي, ص 359 تا 365
-
كتاب آرايي در تمدّن اسلامي, نجيب
مايل هروي, ص 38 تا 39 مقدّمه و ص 1 تا 9
1.
«كتاب اعلام الملوك, مسمّي به: راحةالصدور و آية
السّرور, از كتب مهمّ اواخر قرن ششم و اوايل قرن
هفتم است كه خواه از باب سلاست انشاء آن و غزارت
فضل مؤلّف و خواه از حيث اشتمال بر اطّلاعات
فراوان تاريخي و اجتماعي, در شمار معتبرترين و
سودمندترين كتب فارسي پيش از حملة مغول است.» تاريخ ادبيّات در
ايران, ج 2 ص 1008
2.
«راوندي نه تنها از سال 599, بلكه چندي پيش از آن
چنان كه از فحواي سخن او در ديباچة
كتابش بر ميآيد, در
انديشة تأليف كتاب راحة
الصّدور بود و قديمترين تاريخي كه مؤلّف براي
پيدايش انديشة
تأليف راحة الصّدور ذكر ميكند سال 580 است, ليكن
گويا تنظيم مطالب و يادداشتهاي او بعد از مهاجرت
به آسياي صغير در حدود سال 599 صورت گرفته باشد و
اتمام كلّي اين تأليف و درآوردن آن به نام غياث
الدّين كيخسرو بعد از فتح انطاليه يعني بعد از سال
603 انجام شد و بي ترديد ديباچة كتاب تا صفحة
68 از نسخة
مشهور چاپي (چاپ ليدن سال 1921) يا قسمتي از آن در
همين اوان نوشته شده و در باقي كتاب هم هر جا
نويسنده سخن از غياثالدّين كيخسرو و مناقب او
ميآورد مربوط به آن ايّام يا اندكي پيش و پس سال
603 است و بدين تقدير بايد راحة الصّدور را از
آثار اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري دانست.»
ـ تاريخ ادبيّات در ايران, ج 2 ص 1010
3.
به نقل از تاريخ ادبيّات در ايران, ج 2 ص 1008 تا
1009
5.
نگاه كنيد به: ديوان حافظ به تصحيح حسين پژمان, ص
380
|